با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥١ - ١ - ٢ - قيام عبدالله بن عفيف ازدى(رض)
واقعه عاشورا در اين نقطه- جدايى امويّت و اسلام- همه تلاشهاى جريان نفاق- از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تا سال شصت هجرى- را به صفر رساند. چنانچه عاشورا نبود، در آن هنگام جريان نفاق در قالب حزب اموى مىتوانست كه به زندگى اسلام ناب محمدى پايان دهد و از آن چيزى جز يك نامى باقى نگذارد.
بنابر اين، كدام افق فتح حسينى از حفظ اسلام ناب محمدى و جداسازى امويّت، با همه دستاويزهايى كه از اين اسلام، براى خود ساخته بود روشنتر و بزرگتر است.
٢- عاشورا، آغاز فروپاشى حكومت اموى
واقعه عاشورا موج سهمگينى از مخالفت و نگرانى روحى و احساس گناه را برانگيخت.
اين موج بر همه افراد و گروههاى اسلامى چيره شد و آنان را وادار كرد تا براى از ميان بردن حكومت اموى دست به فعاليت سياسى و ايجاد تشكلهاى اجتماعى بزنند.
از عاشورا تا پايان دولت اموى، تاريخ امّت اسلامى آكنده از قيامها و انقلابهاى فردى و اجتماعى برپا شده عليه حكومت امويان است كه؛ قيام امام حسين عليه السلام به طور مستقيم يا غير مستقيم در همه آنها تأثير داشت. بنابر اين مىتوان گفت: عاشورا، رقم زننده آغاز فروپاشى حكومت امويان بود.
از جمله انقلاب هايى كه تأثير مستقيم از قيام امام حسين عليه السلام داشت عبارتند از:
١- ٢- قيام عبدالله بن عفيف ازدى (رض):
اين مؤمن مجاهد براى يارى اهل بيت عليهم السلام، عليه پسر مرجانه به پا خاست و سرمستى پيروزى ظاهرى او را به شكستى دردناك تبديل كرد. وى به طور ناشناخته در ملاء عام و با تندى، زشتى رفتار وى با فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را يادآور شد و پسر مرجانه را رسوا كرد. رويارويى بى پرده ميان او و پسر مرجانه در شكستن عامل ترس در دلهاى مردم و تشويق آنان به قيام، تأثير بسيار زيادى داشت. اين قيام شجاعانه در فصول بعد بحث خواهد شد.