با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١ - ١ - حزب سلطه
شاخصهاى جريان نفاق
١- حزب سلطه
براى اثبات اين موضوع كه گروهى از صحابه در دايره نفاق قرار مىگيرند، همين بس كه بدانيم اينان در كارى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مقرر داشته بود، ايجاد مانع مىكردند، چنان كه خداى متعال مىفرمايد:
«وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً» [١]
و چون به ايشان گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر [او] بياييد؛ منافقان را مىبينى كه از تو سخت روى برمىتابند.
واژه «صَدّ» در آيه شريفه به معناى رو ى گردانيدن، خوددارى ورزيدن و باز داشتن است؛ [٢] و انتساب آن به منافقان تا هنگامى كه اصرار بر منع داشته از آن خوددارى نورزند، استمرار دارد. زيرا ايمان تنها به فرمانبردارى مطلق از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در همه آنچه آورده است و احساس حرج نكردن از آنچه مقرر داشته است و تسليم كامل نسبت به فرمان آن حضرت است؛ و اين از حقايق بزرگ و روشن قرآنى است كه نياز به توضيح ندارد.
حال چگونه خواهد بود اگر گروهى از صحابه نه تنها فرمان نازل شده خداوند بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را نپذيرند، بلكه بكوشند كه آن حضرت را از تحقّق آن نيز باز دارند و مانع اجرايش بشوند؟ بهويژه آن كه اين فرمان درباره يكى از بزرگترين و مهمترين مسائل اسلامى يعنى قضيه ولايت و خلافت باشد.
رهبران اين حزب در دوران پيش از اسلام ميان قريش گمنام بودند و در پيشآمدهاى مهم و خطرهاى بزرگ، مورد توجّه نبودند.
[١] نساء (٤)، آيه ٦١.
[٢] ر. ك. مفردات راغب اصفهانى.