با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٣ - منطق شهيد پيروز
در پرتو اين بعد راز اجازه ندادن حضرت به فرشتگان و جنّهايى كه آمادگى خود را براى يارى وى اعلام كردند نيز قابل درك است. آن حضرت به فرشتگانى كه آمده بودند تا براى يارى او وارد عمل شوند فرمود: «وعدهگاه، گودال و مكانى است كه من در آن به شهادت مىرسم، و آن كربلاست ...»؛ و به جنها فرمود: «آيا كتاب خداى را كه بر جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شده است نخواندهايد كه مىفرمايد: قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ [١] ...» [٢]
در پرتو اين منطق- منطق شهيد پيروز- به راز موضع امام حسين عليه السلام در برابر پيشنهادها و رايزنىهاى درست و نصايح خيرخواهانهاى كه (با معيار پيروزى ظاهرى و به دست گرفتن حكومت) از سوى كسانى چون محمد حنفيه، عمر بن عبدالرحمن، عبدالله بن عباس و عمرو بن لوذان ارائه مىشد نيز مىتوان پى برد.
برادر آن حضرت، محمد حنفيه، به او گفت: به مكّه برو، اگر آنجا را سرايى مطمئن يافتى اين همان چيزى است كه من و تو دوست مىداريم و اگر جز اين بود به سرزمين يمن برو، چون كه مردمانش ياران جد و پدر و برادر تواند و آنان مردمى هستند مهربان و دلسوز، سرزمينشان از همه پهناورتر و خردشان از ديگران برتر است. اگر سرزمين يمن را جايى مطمئن يافتى كه خوب و گرنه سر به ريگستانها و درّهها مىگذارى و از شهرى به شهرى ديگر مىروى تا ببينى كه كار مردم به كجا مىكشد و ميان تو و ميان قوم تبهكار داورى گردد. [٣]
امام عليه السلام صادقانه بودن اين نصيحت را تأييد كردند و فرمودند: «برادرم، خداوند به تو پاداش نيك دهد، تو خيرخواهى كردى و [راه] درست را نشان دادى ...» [٤]
[١] بگو: اگر شما در خانههاى خود هم بوديد، كسانى كه كشته شدن براى آنها نوشته شده، [قطعاً] با پاى خود به سوى قتلگاههاى خويش مىرفتند [آل عمران (٣)، آيه ١٥٤].
[٢] اللهوف، ص ٢٨- ٣٠، گفتيم كه اين يكى از ابعاد است و تنها بعد نيست. زيرا خوددارى امام عليه السلام از پذيرش پيشنهاد ملائكه را مىتوان اين گونه تفسير كرد كه رويدادهاى قيام وى با اسباب طبيعى و عادى به انجام برسد و نه با اعجاز و كارهاى خارق العاده، تا آن كه ثواب و پاداش مجاهدت و شكيبايى را به كمال ببرند. طبق آنچه در روايت ديگرى آمده است، امام عليه السلام خود، دليل نجنگيدن به وسيله ملائكه را بيان فرموده و گفتهاند: اگر نزديكى اشياء به يكديگر و ضايع شدن پاداش نبود، به وسيله اينان با دشمن مىجنگيدم (اللهوف، ص ٢٦- ٢٧).
[٣] الفتوح، ج ٥، ص ٢٠- ٢١.
[٤] همان.