با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦ - تعريف
هنگام ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را در مكّه به او خبر داد؛ و به او دستور داد كه در شمار پيروان آن حضرت درآيد. وى چون از سفر بازگشت، مطلع شد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مردم را به سوى خداوند دعوت مىكند و بى درنگ نزد آن حضرت رفت و اسلام آورد. [١]
عثمان بن عفان گويد كه او در يكى از دروازههاى شام از زنى كاهن شنيد كه احمد صلى الله عليه و آله و سلم ظهور كرده است، آن گاه به مكّه بازگشت، ديد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مبعوث گشته و مردم را به سوى خداوند عزّوجلّ دعوت مىكند. [٢]
درباره اسلام طلحة بن عبيدالله گويند: در بُصرى بود كه از راهبى شنيد پيامبرى به نام احمد ظهور كرده است. چون به مكّه رفت، شنيد كه مردم مىگويند: محمد پسر عبدالله ادعاى پيامبرى كرده است. آن گاه نزد ابوبكر رفت و موضوع را از او جويا شد. او نيز وى را از موضوع آگاه ساخت و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم برد؛ و طلحه اسلام آورد. [٣]
برخى از صحابه، بر حفظ پيوند محكم با يهود و كمك گرفتن از انديشه آنان چنان اصرار و پافشارى داشتند كه جرأت كردند با كمال جسارت، صفحاتىاز تورات را بياورند و بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بخوانند و بدين وسيله آن حضرت را به شدّت بيازارند! در خبر آمده است:
عمر بن خطاب [به نزد حضرت] آمد و گفت: من نزد يكى از برادران يهوديم (از قريظه) رفتم و او سخنان پرمعنايى را از تورات برايم نوشت، آيا اجازه مىدهيد كه آن را براى شما بخوانم؟ (راوى گويد) چهره رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دگرگون شد؛ و عبدالله گفت:
خدا عقل تو را مسخ كند آيا رنگ رخسار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را نمىبينى؟ در اين هنگام عمر گفت: رضايت دادم به اين كه اللّه، پروردگارم و اسلام دينم و محمد صلى الله عليه و آله و سلم پيامبرم باشد.
گويند: در اين هنگام چهره پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم باز شد و فرمود: به آن كه جانم به دست اوست سوگند، چنانچه موسى در ميان شما پيدا شود و شما مرا رها و از او پيروى كنيد، گمراه شدهايد! شما سهم من از امّتها و من سهم شما از پيامبرانم. [٤]
[١] البدء والتاريخ، ج ٥، ص ٧٧.
[٢] دلائل النّبوه، اصفهانى، ص ٧٠.
[٣] البدء والتاريخ، ج ٥، ص ٨٢؛ مستدرك الحاكم، ج ٣، ص ٣٩٦ والبدايه والنهايه، ج ٣، ص ٢٩.
[٤] المصنف، عبدالرزاق، ج ١٠، ص ٣١٣- ٣١٤؛ ابن ابى شيبه نيز در كتاب مصنف خويش آن را آورده است: ج ٩، ص ٤٧، شماره ٦٤٧٢، چاپ بمبئى، هند؛ نيز ر. ك. مسند احمد بن حنبل، ج ٣، ص ٣٨٧.