با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣ - تعريف
چنانچه تأثير نيم سده عملكرد جريان نفاق- از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تا پايان سال شصتم هجرى- را در حيات اسلام و زندگانى امّت اسلامى، هر چند به طور اجمالى نشناسيم، شناخت ما نسبت به عظمت حادثه عاشورا بسيار اندك خواهد بود؛ و مفهوم پيروزى را در قيام حسينى درنخواهيم يافت. از اين رو چنين مطالعهاى اجتنابناپذير است.
جريان نفاق ... مطالعهاى در ماهيت و دستاوردها
تعريف
نفاق به معناى [به دروغ] آشكار كردن ايمان و پوشاندن و در پرده نگه داشتن كفر است. بنابر اين منافق به كسى گفته مىشود كه كفر خويش را پنهان مىدارد و بر آن سرپوش مىنهد و به دروغ اظهار ايمان مىكند. نفاق واژهاى اسلامى است و اعراب پيش از اسلام با مفهوم ويژه اين واژه آشنا نبودند، گرچه اصل آن در زبان عربى رواج داشت. [١]
[١] درباره اصل اشتقاق اين واژه گفته شده است: منافق را از آن رو منافق مىخوانند كه مانند موش صحرايى رفتار مىكند. لانه اين حيوان دو سوراخ دارد. يكى نافقاء كه آن را پنهان مىدارد و ديگرى قاصعاء كه آشكار است. هرگاه كه مورد حمله قرار گيرد از قاصعاء وارد مىشود و از نافقاء خارج مىگردد. منافق نيز چنين رفتارى دارد. در ظاهر وارد اسلام مىشود و سپس به شكلى ديگر از آن خارج مىگردد (لسان العرب ماده نفق).
راغب در كتاب مفردات (ص ٥٠٢) درباره معناى نفاق گويد: نفاق وارد شدن به شرع از درى و خارج شدن از آن از درى ديگر است. از اين رو خداوند فرموده است؛ «انَّ الْمُنافقين هم الفاسقون» يعنى منافقان از شرع بيرونند.