با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦ - ٢ - گشايش باب كشت و كشتار ميان امت براى هميشه روزگار
عثمان و كارگزارانش درآمدها و غنايم را به خود و نزديكانشان اختصاص داده نظاميان و بقيه مردم را از آن محروم ساخته بودند.
رفتن بزرگان قريش به جاى جاى سرزمينهاى اسلامى، آن هم با شهرت دينىِ «صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم» و افزايش ثروتشان، بسيارى از مردم اين سرزمينها را وادار كرد تا براى رسيدن به مال دنيا و مطامع سياسى پيرامون آنها را بگيرند و حزب تشكيل بدهند. از اين رو روحيه فرصتطلبى در وجود بسيارى از مردم رسوخ كرد. به اين ترتيب كه با دنيادارانى كه عطاى بيشترى مىدادند طرح دوستى افكندند و در راه رسيدن به هدفهاى دنيوى، به موانع شرعىاى كه سدّ راهشان مىشد بى توجهى كردند. اين روحيه موجب پيدايش روحيه سبك شمردن شريعت و بى احترامى به احكام آن گرديد؛ و اين حالتى بود كه امّت اسلامى در درجه نخست در حوزه تصرفات عثمان و كارگزارانش مانند وليد بن عقبه و ديگران شاهد بود.
طبرى در اين زمينه نقل مىكند كه عمر بن خطاب مهاجران بزرگ قريش را از رفتن به شهرها جز با اجازه و براى مدت زمانى معين منع كرده بود ... هنگامى كه عثمان روى كار آمد مانند عمر جلو آنها را نگرفت. آنان در ولايات گشتند و با سرزمينها و مردمان گوناگون آشنا شدند، او به كسانى كه مكنت و سابقهاى در اسلام نداشتند و در انزوا به سر مىبردند، تيول داد. مردم به آنها پيوستند و نسبت به آنها اميد بستند و در اين كار تا آنجا پيش رفتند كه مىگفتند: «اينان به قدرت مىرسند و ما كه براى اينها شناخته شدهايم در شمار خاصان و نزديكانشان مىگرديم». اين نخستين خللى بود كه در اسلام وارد شد و نخستين فتنهاى كه در ميان عامه رخ داد همين بود. [١]
٢- گشايش باب كشت و كشتار ميان امّت براى هميشه روزگار
ترور عمر كه به قتل وى انجاميد، اثرى ناچيز داشت، زيرا كه شخص قاتل معلوم بود، هر چند كه عبيدالله بن عمر زيادهروى كرد و شمارى بىگناه را به خاطر قتل پدرش كشت. اما قتل عثمان، با آن كيفيتى كه كشته شد، پس از وى در تاريخ اسلام تأثيرى
[١] ر. ك. تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٤٢٦.