مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٥٢ - قرآن معجزهء جاودانى است
(١)-از
آنجا كه نبوت پيامبران گذشته محدود به زمان معينى بوده از اين نظر حكمت
الهى ايجاب مىكرد كه گواههاى آنان نيز محدود به همان زمان باشد.
و چنين گواههايى براى اثبات نبوت در زمانهاى محدود كافى است.گروهى كه
معجزات پيامبران را با ديدگان خود مشاهده كرده بودند،آنها را براى افراد
ديگر به صورت«تواتر»نقل مىكردند و حجت خدا را بر آنها تمام مىساختند.
(٢)-امّا شريعت و آيين جاودانى،بايد معجزهاى جاويدان و فناناپذير داشته
باشد تا در تمام ادوار بر صدق و راستگويى آورنده آن گواهى دهد،زيرا
معجزهاى كه از نظر زمان و مكان محدود گرديده و عمر آن كوتاه باشد،براى
نسلهاى بعدى قابل درك نيست.چه بسا با
قپيشرفت
او،وضع ايمان آورندگان به وى،ايمان او به گفتههاى خود،استقامت و بردبارى
وى در نشر آيين خود،مبارزه او با خرافات و افسانهها،و...همهء اينها در
صورت اجتماع مىتوانند عالىترين سند براى صدق گفتار او باشند.
نخستين كسى كه از اين راه به صدق نبوت پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم پى برد قيصر روم بود.
هنگامى كه نامه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به وى رسيد وى از جمعى
كه همگى از بازرگانان مكه بودند خصوصيات زندگى و نحوهء تبليغ او،و اوضاع
گروندگان به وى را استفسار نمود،و در آن مجلس صريحا اعتراف كرد كه اگر
پاسخهايى را كه شنيده است صحيح باشد قطعا نويسنده نامه،پيغمبر خاتم و
موعود تورات و انجيل است و ما شرح جريان را در كتاب«فروغ
ابديت»نگاشتهايم.براى اطلاع بيشتر به تاريخ طبرى،ج ٢،ص ٢٧٧ مراجعه
شود.مترجم.