مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٩ - اعجاز از نظر لغت و اصطلاح و شرايط آن
زندگانى«مسيلمه»كه
مدعى نبوت بود نقل شده است كه وى در مقام اعجاز،آب دهان خود را در چاه آب
افكند،كه آب آن زياد شود ولى نتيجهء خلاف گرفت و آب چاه يكباره فرو نشست،و
نيز دست خود را به عنوان بركت بر سر و صورت برخى از كودكان قبيله«بنى
حنيفه» كشيد.ناگهان گروهى دچار كچلى شده و برخى لكنت زبان پيدا كردند.[١]
هنگامى كه مدعى،يك چنين گواه رسوايى بياورد،هرگز بر خدا لازم نيست كه معجزه
او را باطل كند،زيرا عمل او براى اثبات بىپايه بودن ادعاى وى،كافى است و
در اصطلاح به آن معجزه نمىگويند.
(١)-همچنين معجزه در صورتى گواه بر صدق گفتار مدعى است كه از قلمرو تعليم و
مسائل فكرى و نظرى بيرون باشد،بنابراين اعمال جادوگران و شعبدهبازان و يا
كسانى كه بر اثر اطلاع از يك سلسله اسرار دقيق علمى،كارهاى خارق العادهاى
را انجام مىدهند معجزه نيست،اگر چه يكى از مناصب الهى را ادعا كنند و اين
عمل را شاهد صادق گفتار خود قرار دهند،و بر خدا لازم نيست كه معجزهء آنها
را باطل نمايد،زيرا علوم نظرى و فكرى،داراى قواعد استوارى است كه
_______________________________
[١].تاريخ كامل ابن اثير،ج ٢،ص ١٣٨.