مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢١ - قرآن و خصيصهء نهايتناپذيرى آن
مىفرمايد:
«ظاهره أنيق و باطنه عميق...لا تحصى عجائبه و لا تبلى غرائبه».[١]
«قرآن ظاهرى زيبا،و باطني عميق دارد،شگفتىهاى آن پايانناپذير است و تازههاى آن كهنه نمىشود».
تربيت يافتهء ممتاز اين مكتب الهى امير مؤمنان على عليه السّلام در يكى از خطبههاى خود،از قرآن چنين ياد كرده است:
«سراجا لا تخبو توقّده،و بحرا لا يدرك قعره».[٢]
قرآن مشعل فروزانى است كه فروغ و تابش آن،به خاموشى نمىگرايد،و درياى عميقى است كه فكر بشر به ژرفاى آن نمىرسد».
اين حقيقت براى بشر امروز كه با ديد وسيع و معلومات سرشار و جهانبينى
عظيمى به قرآن مىنگرد،بطور وضوح تجلى كرده،و روز به روز ايمان و عقيدهء او
به نهايتناپذيرى قرآن افزونتر مىشود.
مفسران عاليقدر كه با امكانات و تجهيزات علمى كافى،قرآن را مطالعه كرده و
بررسى مىنمايند؛هر روز،حقايق تازهتر و شگفتانگيزترى از آن استخراج
مىنمايند.
و شايد يكى از علل اين خصيصهء(نهايتناپذيرى)علاوه بر
[١].اصول كافى،ج ٧٢ ص ٥٩٩،باب فضل قرآن،حديث ٢؛
[٢].شرح نهج البلاغه عبده،خطبهء ١٩٣.