مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٤٨ - پندارهاى بىاساس پيرامون اعجاز قرآن
دربارهء اعجاز قرآن نظريه«صرفه»[١]را انتخاب نمايند(١)- در صورتى كه اين نظريه كاملا بىاساس است.
(٢)-اوّلا:اگر منظور از منصرف ساختن بشر از معارضه با قرآن اين است كه خدا
مىتواند به تمام افراد بشر قدرت و توانايى دهد كه كتابى مانند قرآن
بياورند ولى اين توانايى را تا كنون به كسى نداده است اين نظريه بسيار صحيح
است ولى اختصاص به قرآن ندارد،بلكه دربارهء همهء معجزات پيامبران مىتوان
اين مطلب را گفت.
و اگر مقصود اين است كه بشر مىتواند با قرآن معارضه نمايد و مانند آن را
بياورد،ولى خداوند آنان را از معارضه منصرف ساخته و از اراده اين كار
بازداشته است،اين نظر بسيار بىاساس است زيرا بسيارى از مردم در صدد معارضه
با قرآن برآمدند و سرانجام با شكست و عجز روبرو شدند و به ناتوانى خود
كاملا اعتراف نمودند.
(٣)-ثانيا:اگر اعجاز قرآن از اين نظر است كه خداوند پس از نزول قرآن،قدرت
معارضه را از بشر سلب نموده است،بايد در سخنان پيشينيان و بلغاى عرب،كه پيش
از تحدى و معارضه طلبى قرآن مىزيستند آيات و جملههايى مانند قرآن پيدا
شود و اگر چنين چيزى در كلام آنها وجود داشت دواعى و انگيزهها براى نقل
آنها زياد بود،
[١].يعنى خداوند مردم را از معارضه با قرآن منصرف و بازداشته است و حقيقت اين نظر از انتقاداتى كه در متن بر آن شده،روشن مىگردد.مترجم