احكام حج - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٠ - ٢- آداب سفر
«اى على، هرگاه به شهر يا روستايى رفتى به هنگام مشاهده آن اين دعا را بخوان:
خداوندا خير آن را از تو مىخواهم، و از شرّ آن به تو پناه مىبرم، خداوندا ما را محبوب اهالى آن گردان، و صالحان آن را دوست ما كن.»
١٠- مستحب است هم صحبتى با دوستانش را نيكو گرداند به ويژه در دو امر كه در روايات بدان تأكيد شده است:
الف- انتظار كشيدن كسى كه كارى برايش پيش آمده تا برآوردن نيازش.
از امام موسى بن جعفر روايت شده كه فرمود:
«أَمِيرَانِ وَلَيْسَا بِأَمِيرَيْنِ: صَاحِبُ الْجَنَازَةِ لَيْسَ لِمَنْ يَتْبَعُهَا أَنْ يَرْجِعَ حَتَّى يُؤْذَنَ لَهُ، وَامْرَأَةٌ حَجَّتْ مَعَ قَوْمٍ فَاعْتَلَّتْ بِالْحَيْضِ فَلَيْسَ لَهُمْأَنْ يَرْجِعُوا وَيَدَعُوهَا حَتَّى تَأْذَنَ لَهُمْ» [١].
«دو نفر امير هستند كه در واقع امير نمىباشند: صاحب جنازه كه نبايد تشييع كنندگان بازگردند مگر اين كه از او اجازه بگيرند، و زنى كه با كسانش حجّ مىگزارد وبه حيض مبتلا مىشود پس آنها حق ندارند باز گردند مگر آن كه او بديشان اجازه دهد.»
ب- سخن نگفتن پيرامون اسرار سفر.
از حفص بن غياث روايت شده است كه گفت: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«لَيْسَ مِنَ الْمُرُوَّةِ أَنْ يُحَدِّثَ الرَّجُلُ بِمَا يَلْقى فِي سَفَرِهِ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ» [٢].
«جوانمردى نيست، فرد از خير و شرّى سخن گويد كه در سفر بدان آگاهى يافته.»
١١- مستحب است براى بازگشت از سفر شتاب كند.
از امام سجّاد عليه السلام نقل است كه فرمود:
«السَّفَرُ قِطْعَةٌ مِنْ السَّقَرِ، فَإِذَا قَضى أَحَدُكُمْ سَفَرَهُ فَلْيُسْرِعْ الْعَوْدَ إِلى أَهْلِهِ» [٣].
[١] - وسائل الشيعه، ج ٨، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص ٣٠٥، باب ٣٦، حديث ١.
[٢] - همان، ص ٣٢١، باب ٤٩، حديث ١٦.
[٣] - همان، ص ٣٣٠، باب ٥٨، حديث ١.