احكام معاملات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٨٩ - ١ - بينشهاى قرآنى در ساختار كانون خانواده
پيش درآمد:
١- بينشهاى قرآنى در ساختار كانون خانواده
اگر در آيات قرآنى، به ويژه «سوره نور» با دقت نگاه كنيم به خواست خدا به اين حقيقت خواهيم رسيد كه مقصود از احكام شريعت پيرامون پيوند ميان مرد وزن، ساختن خانهاى آكنده از ايمان است، وخانواده براين پايهها استوار مىباشد:
١- ديوار اين خانه همان احكام شرع است در مورد زن ومرد زناكار، چه هر يك از آن دو بى هيچ ملاطفتى «بنا بر اصل حكمشرعى» به صد ضربه تازيانه محكومند. خداوند مىفرمايد:
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِى فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِى دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ [١].
«هر يك از زن ومرد زنا كار را صد تازيانه بزنيد؛ ونبايد رأفت «ومحبت كاذب» نسبت به آن دو شما را از اجراى حكم الهى مانع شود، اگر به خدا ورزو جزا ايمان داريد؛ وبايد گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده كنند.»
٢- بدينسان دين، احترام به كانون خانواده را با دژبندى آن به وسيله نرده هايى محكم بنيان نهاده است كه مىتوان آن را در تحريم پيوند جنسى ميان مرد وزن، جز آنگاه كه پروردگار اجازه مى فرمايد، جلوهگر دانست وشايد همين اصل در ساير احكام مربوط به پيوند ميان مرد وزن از جمله تحريم «قذف»- نسبت دادن تهمتهاى جنسى به ديگران- جارى دانست، البته اين موجب مىشود كانون زنا شويى ا ز زبان بيهودهگويان در امان بماند واحترامى اجتماعى براى آن در نظرآيد.
خداوند مىفرمايد: وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَ لَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ [٢]
«كسانى كه زنان پاكدامن را متهم «به عمل منافى عفت» مىكنند، سپس چهار شاهد «بر مدعاى خود» نمى آورند، آنها را هشتاد تازيانهبزنيد، وشهادتشان را هرگز نپذيريد وآنها همان فاسقانند.»
[١] - سوره نور، آيه ٢.
[٢] - همان، آيه ٤.