احكام معاملات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٦٤ - ٣ - غش و تدليس
ششم- اگر بهرهمندى از چيز نجس شده غير قابل تطهيرى «همچون آب ميوه، روغن خوراكى ويا سركه نجس شده» تنها در صورت پاكى وطهارت آن، متصوّر باشد، دادوستد آن جايز شمرده نمىشود، مگر اينكه عرفاً بتوان براى آن استفادهحلال وهدفمند ديگرى را تعريف كرد. از اين دست مىتوان به داد وستد روغن خوراكى نجس شده، البتّه به عنوان سوختِ چراغهاى قديم اشاره كرد.
٣- غِشّ و تَدْليس [١]
از رسول خدا (ص) نقل شده است كه ايشان در حديث مناهى فرمودند:
«وَ مَنْ غَشَّ مُسْلِماً فِى شِرَاءٍ أَوْ بَيْعٍ فَلَيْسَ مِنَّا وَ يُحْشَرُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ الْيَهُودِ لِأَنَّهُمْ أَغَشُّ الْخَلْقِ»
[٢].
«هركس در خريد وفروش مسلمانى را فريب دهد، از ما نيست ودر روز قيامت با يهود محشور مىشود، زيرا كه آنها فريبكارترين مردم در حق مسلمانان هستند.»
وفرمود:
«لَيْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً.». [٣]
«از ما نيست آنكس كه مسلمانى را فريب دهد.»
وفرمود:
«وَ مَنْ بَاتَ وَ فِى قَلْبِهِ غِشٌّ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ بَاتَ فِى سَخَطِ اللَّهِ وَ أَصْبَحَ كَذَلِكَ حَتَّى يَتُوبَ»
[٤].
«هركس شب را بخوابد ودر قلبش فريب «وخيانتى» نسبت به برادر مسلمانش باشد، شب را در غضب خدا گذراندهاست ودر همين حالت صبح مىكند تا اينكه توبه كند.»
احكام:
فريب وغِش در معاملات وقراردادها حرام است، كه دراين مورد به اجمال سخن گفته شد. يكى از مصداقهاى غش در معامله تدليس است. مثالى كه در منابع فقهى از آن ياد مىشود، آرايشگرى است كه در مورد زنى كه قصد ازدواج با او دارند تقلّب مىكند. يعنى به وسيله تغييرات ظاهرى بر روى زنى كه قصد ازدواج با او دارند سعى
[١] - غِشّ در اصطلاح فقهى به معناى تقلّب در كالاى مورد معامله است و تدليس نيز با اندك تفاوتى به همين مفهوم است (با اين تفاوت كه بيشتر در يك مورد خاصّ يعنىنيرنگ در آرايش زن براى ازدواج بكار مىرود.) امّا از آنجا كه نه غشّ و نه تدليس معادل دقيق و مناسبى در فارسى ندارد لذا در ترجمه از همان الفاظ عربى استفاده شدهاست- مترجم.
[٢] - وسائل الشيعه ج ٢٧، باب ٨٦ ص ٢٨٢ (چاپ ٢٩ جلدى).
[٣] - وسائل الشيعه ج ٢٧، باب ٨٦ ص ٢٨٢ (چاپ ٢٩ جلدى)
[٤] - همان ص ٢٨٦.