احكام معاملات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٣٠ - تراضى چيست؟
«به عنوان نمونه اگر مردى نسبت به ازدواج با زنى تمايل نشان دهد وبا وى ويا خانوادهاش در اين باره صحبت كند، نمىتوان اين امر را عقد نكاح خواند، مگر اينكه دوطرف، آن را اراده كنند وآن را از رهگذر جارى ساختن صيغه شرعى نكاح آشكار نمايند، چون تنها دراين صورت است كه اراده كامل وتراضى واقع خواهد شد، ويا به عنوان نمونه اگر فردى از رهگذر خواندنآگهيهاى روزنامه از فروش كالايى با خبر شود وبراى پرسش درباره ويژگيهاى كالاى مورد نظر ويا شرايط معامله وقيمت كالا با فروشنده به گفتگو بپردازد وتمايل خود براى خريد كالاى مورد نظر را آشكار سازد، تا وقتى آن دو به خريد وفروش تصريح نكنند ويا عملًا به خريد وفروش آن كالا نپردازند، انعقاد قراردادى صورت نپذيرفته است.»
٢- اگر اراده معطوف به انعقاد قرارداد ناقص باشد، تراضى محقّق نخواهد شد. پس با طرح فراخوان به قرارداد مالى معيّن، يا با تعليق اراده عقد به امرى كه وقوعش نامعلوم باشد، قراردادى منعقد نخواهد شد. به عنوان نمونه اگر فروشندهاى فروش كالاى خود را به آمدن پسرش منوط كند، اين شرط او بيش از اينكه عزم وارادهاى را نشان دهد يك وعده وقرار را به ذهن متبادر مىسازد، پس اينگونه قرارداد بسته نخواهد شد، مگر اينكه آشكارا به آن تصريح شود.
٣- به اراده وخواست افراد ديوانه، كودكان غير مميّز، وكسى كه قصد شوخى دارد وگروههايى از اين دست وقعى نهاده نمىشود. چرا كه اراده چنين افرادى در زمره ارادههاى ناقص ومعدومى قرار مىگيرد كه تراضى مورد نظر را ايجاد نمى كند.
٤- اراده فرد به خطا رفتهاى كه امرى را اراده مىكند ولى به اشتباه، امر ديگرى را به زبان مىآورد نيز در زمره ارادههاى ناقص شمار مىشود. ودر نهايت تراضى رخ نخواهد داد. «به عنوان نمونه خطا در گفتن بهاى يك كالا توسّط فروشنده، مثلًا اينكه كالاى صد تومانى را صد ريال اعلام كند، يكى از مصاديق اين مفهوم مىباشد.»