داستان پيامبران (حضرت موسی و نوح) - موحدی، محمد رضا - الصفحة ١١١
ماده گاو
موسى به قوم خود گفت: «خداوند مى فرمايد كه گاوى بكشيد». سبب اين آيه چنين بوده است كه:
«در بنى اسرائيل كُشته اى با نام «عاميل» يافتند و نمى دانستند كه او را چه كسى كشته است. مفسّران در سبب كشتن او و قاتل وى اختلاف كرده اند. برخى گفته اند: «مردى در بنى اسرائيل كه مال فراوانى داشت و جز پسرعموى خود وارثى نداشت. پسرعموى وى مى خواست او بميرد تا وارث آن مال شود، ليكن عمر مرد به درازا كشيد. پس وى را كشت تا صاحب اموال او گردد». برخى ديگر گفته اند: «عاميل زنى نكوروى داشت و پسرعموى او مى خواست آن زن را از آن خود سازد، پس عاميل را كشت». ديگرى گفته است: «عاميل دخترى زيبارو داشت. پسرعموى وى مى خواست آن دختر را به نكاح خود درآرد، به او نمى دادند. عاميل را كشت تا بر آن دختر دست يابد، چون عاميل را كشت، جسم بى جان وى را به دهى ديگر برد و آنجا بيفكند» و گفته اند: «او را در ميان دو ده بيفكند».
در روايات تفسيرى آورده اند: «براى بنى اسرائيل مسجدى بود كه به تعداد اسباط (قبيله هاى) بنى اسرائيل در داشت. عاميل را بر درِ سبطى كشته يافتند.