داستان پيامبران (حضرت موسی و نوح) - موحدی، محمد رضا - الصفحة ٦٠
به بندگان گفتيم: از آن بخوريد و چهارپايانتان را در آن بچرانيد. اين نبات ها برخى از آن شما و بعضى از آنِ چهارپايان شماست. آن چهارپايان را نيز براى شما مى پرورانم؛ چراكه غذا و آشاميدنى و مركب شما خواهند بود. آنچه از آن توست بخور و آنچه براى خوردن تو شايسته نيست به چهارپايانت بده. در اين براى شما خردمندان نشانه ها و دلالت هايى است».
«از جمله منافع زمين اين است كه شما را از آن آفريديم؛ يعنى پدر شما آدم را». گفته اند: «هم چنين نفس آدمى را از زمين بيافريديم به اين معنى كه نطفه از طعام ها پديد مى آيد و انواع طعام را از زمين آفريد». «شما را از خاك خلق كرديم؛ به آن بازمى گرديد و آن گاه شما را از آن بيرون خواهيم آورد». آن گاه گفت:«به راستى ما آيات خود را به فرعون نشان داديم و موسى را با دلايل روشن فرستاديم. آن را دروغ دانست و از آن دورى كرد و از قبول حق امتناع كرد».
فرعون گفت: «اى موسى براى اين آمده اى كه ما را با جادوى خود از شهر مصر بيرون كنى. ما سحر و جادويى همانند آنچه آورده اى به تو نشان مى دهيم و بر تو مى آوريم. زمانى را مقرر كن كه در آن خلاف نكنيم، نه ما و نه تو. زمانى جز هم اكنون». موسى عليه السلامگفت: «موعد شما روز زينت است».
مفسران در باب «روز زينت» اختلاف كرده اند. برخى گفته اند: «روز عيد مشهورى براى آنان بود». ديگرى گفته است: «روز بازارى براى آنان بود، روزى كه خود را مى آراستند و به بازار مى رفتند». برخى نيز گفته اند: «روز نوروز بود».