داستان پيامبران (حضرت موسی و نوح) - موحدی، محمد رضا - الصفحة ١١٦
با شرطى كه كرد؛ پوست آن گاو پر از زر».
موسى عليه السلام به آنان گفت: «خداى تعالى مى فرمايد: گاو را بكشيد و پاره اى از گوشت گاو را بر تن كشته زنيد تا به امر خدا زنده شود و بگويد كه او را چه كسى كشته است». بنى اسرائيل جستجو كردند و آن گاو را يافتند و به گران ترين بها آن را خريدند. آن گاه آن گاو را كشتند.
خداوند گويد: «گفتيم: اينك چون اين گاو را كشتيد، گوشت آن گاو را به تن كشته بزنيد، تا خداى او را زنده كند و بگويد كه مرا چه كسى كشت.» چنين كردند. خداوند كشته را زنده كرد و كشته گفت كه او را چه كسى كشته است. آن گاه افتاد و مرد. خداوند براى آگاه ساختن آنانى كه زنده كردن مردگان را انكار مى كردند، گفت: «خداى تعالى اين چنين كه عاميل را زنده كرد، مردگان را زنده مى كند و به شما مى نمايد نشانه هاى توانايى و معجزات خود را تا دريابيد و عقل خود به كار گيريد و تأمل و تفكر كنيد».