توضيح المسائل - گلپايگانى، سيد محمد رضا - الصفحة ٤٦٠
كارهائى انجام دهند، يا بگويد: بعد از مرگش چيزى از مال او ملك كسى باشد، يا اين كه چيزى از مال او را به كسى تمليك يا صرف در خيرات و مبرات كنند يا براى اولاد خود و كسانى كه اختيار آنان با او است قيم و سرپرست معين كند و كسى را كه به او وصيت مىكنند وصى مىگويند.
مسأله ٢٧٠٤ - كسى كه نمىتواند حرف بزند، اگر با اشاره مقصود خود را بفهماند، براى هر كارى مىتواند وصيت كند ولى كسى كه مىتواند حرف بزند بنابر احتياط اكتفا به اشاره يا نوشته نكند.
مسأله ٢٧٠٥ - اگر نوشتهاى به امضاء يا مهر ميت ببينند، چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشد كه براى وصيت كردن نوشته، بنابر احتياط لازم بايد تا مقدار ثلث مطابق آن عمل كنند ولى نسبت به سهم صغير اين احتياط خلاف احتياط است لكن بعد از بلوغ تا مقدار ثلث اين احتياط را ترك نكند بلكه اگر بدانند مقصودش وصيت كردن نبوده و چيزهائى را نوشته است كه بعدا مطابق آن وصيت كند، احتياط واجب آنست كه به آن عمل نمايند و نسبت به سهم صغير احتياط مراعات شود.
مسأله ٢٧٠٦ - كسى كه وصيت مىكند بايد عاقل باشد و از روى اختيار وصيت كند و بايد سفيه نباشد يعنى: مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف نكند ولى بالغ بودن شرط صحت وصيت نيست و همين قدر كه وصيت كننده ده سال داشته باشد و راههاى خير و كارهاى نيك را بشناسد مىتواند به كارهاى خير وصيت كند.
مسأله ٢٧٠٧ - كسى كه از روى عمد به قصد خودكشى مثلا زخمى به خود زده يا سمى خورده است كه بواسطه آن، يقين يا گمان به مردن او پيدا مىشود، اگر وصيت كند كه مقدارى از مال او را به مصرفى برسانند، صحيح نيست.
مسأله ٢٧٠٨ - در وصيت تمليكيه قبول موصى له معتبر است پس اگر شخصى وصيت كند كه چيزى به كسى بدهند در صورتى آن كس آن چيز را مالك مىشود كه وصيت را قبول كند و لازم نيست قبول بعد از موت وصيت كننده باشد بلكه اگر پيش از موت او هم باشد كفايت مىكند بلى اگر قبول پيش از موت وصيت كننده باشد به مجرد قبول آن چيز را مالك نمىشود بلكه بعد از موت وصيت كننده بدون