توضيح المسائل - گلپايگانى، سيد محمد رضا - الصفحة ٣٤
تنهائى چيز نجس را خشك كند. پس اگر مثلا چيز نجس بواسطه باد و آفتاب خشك شود، پاك نمىگردد، ولى اگر باد بقدرى كم باشد كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده، اشكال ندارد. پنجم آن كه آفتاب مقدارى از بنا يا ساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته، يك مرتبه خشك كند پس اگر يك مرتبه بر زمين يا ساختمان نجس بتابد و روى آن را خشك كند و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد، فقط روى آن پاك مىشود و زير آن نجس مىماند.
مسأله ١٩٣ - پاك شدن حصير نجس بواسطه آفتاب محل اشكال است ولى درخت و شاخه و برگ و ميوه آن و گياهها در حال اتصال به زمين بواسطه آفتاب پاك مىشود.
مسأله ١٩٤ - اگر آفتاب به زمين نجس بتابد، بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابيدن آفتاب تر بوده يا نه، يا ترى آن بواسطه آفتاب خشك شده يا نه، آن زمين نجس است و همچنين است اگر شك كند كه پيش از تابش آفتاب عين نجاست از آن بر طرف شده يا نه، يا شك كند كه چيزى مانع تابش آفتاب بوده يا نه.
مسأله ١٩٥ - اگر آفتاب به يك طرف ديوار نجس بتابد، طرفى كه آفتاب به آن نتابيده پاك نمىشود.
٤ - استحاله مسأله ١٩٦ - اگر جنس چيز نجس بطورى عوض شود كه به صورت چيز پاكى در آيد پاك مىشود، و مىگويند استحاله شده است. مثل آن كه چوب نجس بسوزد و خاكستر گردد، يا سگ در نمكزار فرو رود و نمك شود، ولى اگر جنس آن عوض نشود - مثل آن كه گندم نجس را آرام كنند يا نان بپزند - پاك نمىشود.
مسأله ١٩٧ - كوزه گلى و مانند آن كه از گل نجس ساخته شده و همچنين ذغال چوب نجس، نجس است.
مسأله ١٩٨ - چيز نجسى كه معلوم نيست استحاله شده يا نه، نجس است.
مسأله ١٩٩ - اگر شراب به خودى خود يا بواسطه آن كه چيزى - مثل سركه