توضيح المسائل - گلپايگانى، سيد محمد رضا - الصفحة ٢٩١
مسأله ١٧١٣ - اگر بواسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او بر طرف شود ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد.
بايد روزههائى را كه نگرفته قضا نمايد و نيز اگر در ماه رمضان غير مرض عذر ديگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر بر طرف شود و تا رمضان سال بعد بواسطه مرض نتواند روزه بگيرد روزههائى را كه نگرفته بايد قضا كند.
مسأله ١٧١٤ - اگر در ماه رمضان بواسطه عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او بر طرف شود و تا رمضان آينده عمدا قضاى روزه را نگيرد، بايد روزه را قضا كند و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها هم به فقير بدهد.
مسأله ١٧١٥ - اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پيدا كند كه پيش از ماه مبارك نتواند قضا نمايد، بايد قضا را بعد بگيرد و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، هر چند موقعى كه عذر دارد، تصميم داشته باشد كه بعد از بر طرف شدن عذر روزههاى خود را قضا كند.
مسأله ١٧١٦ - اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آن كه خوب شد بايد قضاى رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز از سالهاى پيش يك مد گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.
مسأله ١٧١٧ - كسى كه بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد، مىتواند كفاره چند روز را به يك فقير بدهد.
مسأله ١٧١٨ - اگر قضاى روزه رمضان را چند سال تأخير بيندازد، بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.
مسأله ١٧١٩ - اگر روزه رمضان را عمدا نگيرد، بايد قضاى آن را بجا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگيرد، يا به شصت فقير طعام بدهد، يا يك بنده آزاد كند و چنانچه تا رمضان آينده قضاى آن روزه را بجا نياورد، براى هر روز، دادن يك مد بنابر احتياط لازم مىشود.