صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٣
که در دهات بختیارى و عرض کنم آنجاها، کمره و آن طرفها، در دهات آنجا هر رو صبح که مىشود آخوند ده جلو مىافتد، همه مردم دنبالش راهپیمائى مىکنند. این معنا را نمىتواند یک نفر آدم درست کند، نمىتواند یک عده آدم درست کند، این معنا را خدا درست کرد و لهذا من از اول که دیدم یک همچو وحدتى پیدا شده است، یک همچو چیزى که دست کسى نمىتواند باشد، باید یک غیب در کار باشد، من امیدوار شدم و لهذا هیچ وقت من هیچ سستى در کارم نبود براى اینکه من امید داشتم که خدا این کار را انجام مىدهد. از اول هم مىگفتم او باید برود چاره ندارد، رفت. اینطور هم شد به راحتى.
در صفى واحد و بدور از اغراض شخصى مملکت در هم ریخته را آباد کنید
الان که ما هستیم، وارث یک مملکت از هم گسیخته هستیم، مىدانید شما، همه چیزش به هم خورده است. الان ما نه یک ارتش قوىاى داریم، ارتش به هم ریخت، الان باید از سر بسازند، چه بکنند دارند زحمت مىکشند، نه یک اقتصاد صحیح داریم، دارند باز زحمت مىکشند، همه اینها مشغولند لکن توقع این نیست که یک همچو خرابهاى که در طول پنجاه سال بلکه باید گفت که در طول ٢٥٠٠ سال خرابى بوده است، بشود با یک روز، ده روز و یک سال و دو سال درستش کرد و بتواند یک قشرى این کار را بکند یعنى دولت بتواند که تسلط پیدا کند بر همه این امور، این هم امکان ندارد یا شما بتوانید، این هم امکان ندارد یا قشر دیگرى بتواند، نه همه باید بکنند. همانطورى که براى بر انداختن این نسل از این زمین همه شرکت کردید و اگر همه نبودید نمىشد، براى ساختن ایران که الان کار بسیار مشکلى است، همه باید کمک بکنید، همه باید با هم دست به هم بدهید و با هم کار بکنید و هیچ اینطور نیست که من بگویم که من مقدم، تو مقدم. این حرفها نیست اصلا، با هم صف واحد، بنیان مرصوص، همه با هم باشیم تا بتوانیم کار را به انجام برسانیم. اگر اغراض شخصیه و نمىدانم من جلو باشم شما عقب باشید، شما جلو باشد من عقب باشم، این حرفها در کار بیاید باز بر مىگردد کم کم به آن مطالب اول، باز شیاطین که در کمین هستند و آنها باز امیدشان بریده نشده، در کمین هستند که در این انقلاباتى که الان هست و چه شده سات لکن مىبینید که الان یک دستهاى را انداختند تو براى تبلیغات و براى این چیزها، در کمین هستند اگر ما سستى بکنیم و اگر چنانچه با هم تشریک مساعى نکنیم و این وحدت کلمه را حفظ نکنیم و این نهضت را حفظ نکنیم، دوباره ما را بر مىگردانند به حال اول یا بدتر از آن، چرا بدتر از آن؟ براى اینکه دیدند قدرت ملت ایران چه است، دیدند که اینها با ایمان چه کردند، با یک همچو قدرت بزرگى را که همه هم پشتیبانش بودند، همه هم اعلام پشتیبانى کردند، منتها بعضىها زیاد کردند مثل امریکا و بعضىها هم در خفا کردند، دیدند اینها که همه قدرتها روى هم قدرتشان را گذاشتند و ملت ایران بادست خالى جلو افتاد و همه چیز را از بین برد، سلطنت ٢٥٠٠ ساله را از بیخ کند و پوساندش ورفت از بین، آنها هم نتوانستند کارى بکنند و نکردند کارى، نمىشد هم بکنند براى آنکه همه قدرتها در مقابل هم ایستادهاند همه هم مواظبند، خدا