صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤
که ملت بگوید ما ردش نمىکنیم، ما هم تابع ملت هستیم و آزادیم اگر شما تابع ملتید، این ملت، این ملت ایران، این ملت ایران که سرتا پاى ملت ایران غیر این ده بیست تا یا پنجاه تا یا صد تا چماق به دستى که شما پول به او مىدهید، یعنى آنهائى که باید بدهند پول به او، مىدهند و مىاندازندشان به جان مردم، یا زن و بچه مثلا آن کارمندى که تحت نظر آنها هست، مىآید شعار میدهد، آن شعار مفتضح که خودشان هم خجالت مىکشیدند. آن یک شعار بود این هم یک شعار، این سر نیزه آورده اینها را؟! اینها ملت نیستند؟! این شعارهائى که الان همه دارند مىگویند مرگ بر این سلطنت، همه دارند مىگویند مرگ بر فلان مرداینها ملت ایران نیستند؟! اینها هم باز از آن طرف مرزها با شناسنامه اشتباهى وارد شدهاند؟!! اینهمه مردم که توى اینجا هستند و هر روز هستند با شناسنامه چیز، اینهمه مردم دهات و شهر و همه اینها که فریاد مىزنند که ما نمىخواهیم این سلطنت فاسد را، اینها همه از آن طرف مرزها با شناسنامه چیز وارد شدهاند ؟! باید دست بردارند اگر واقعا اینها براى ملت دلسوز هستند، بروند کنار.
تلاش غرب براى حفظ رژیم شاه
شما دیدید که دیروز اینهمه جمعیت، امروز هم اینهمه جمعیت از آن طرف شهر تا بهشت زهرا رفتند و آنهم، آن همه اجتماع بود، یک خلاف قانون، یک خلاف عدالت، هیچ یک از آنها کار خلاف کردند اگر کردند بگویید. چطور مىشود که گاهى وقتها این کارها واقع میشود براى این مىشود که یک وقت مامورها بیرونند از این جمعیت، مىبینند نمىتوانند توى این جمعیت بایستند، اینها را غرقشان مىکنند آنوقت هیچ ناراحتى واقع نمىشود، ناآرامى نیست، تظاهر آرام، رفت و آمد آرام، همه چیزهایش آرام. یک وقت مامورین وارد مىشوند، این مامورین وقتى که وارد مىشوند دستور دارند که بزن، آنجا را بشکن، یا الله مىشکند. دنبالش تفنگ بزن، دچه بکن. شماها بروید، اگر شماها مىخواهید که منطقه ثبات داشته باشد، ایران ثبات داشته باشد، اصلاح بشود، شما بروید کنار، ما خودمان درست میکنیم. شماها نمىگذارید که این منطقه مثلا یا این ملت یا این مملکت آرام باشد، شما ناآرامى مىآورید، شما دزدها را راه مىاندازید این طرف و آن طرف مردم را بزنند و چپاول کنند، شما نجف آباد را به صورت یک خرابه در آوردید، شما آنقدر قتل عام در تبریز و قم و تهران و همه شهرها قزوین کردید و آن بساط (را) درست کردید، همه را شماها درست کردید. اگر شما کنار بروید و کارى به مردم نداشته باشید، مردم دعوا ندارند، مردم آرامند، مسلمند، مردم مىدانند که قواعد اسلام اقتضاى این چیزها را نمىکند.
شما کنار بروید، از فردا شما بروید کنار شما یک آدم عادى هستى، نه نخست وزیرى ونه آن وکیل هست و آن کس دیگر، یک آدم عادى هستى مثل سایر افراد براى اینکه مقامت رسمى نیست یک آدم عادى هستى غاصب، منتها، یعنى تو را وادار کردند به اینکه باید این کار را بکنى. اینکه من مىگویم وادار کردند، براى اینکه همان اشخاص، همان دولت هائى که پشتیبانى مىکردند از شاه، همان