صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٧
هستند وحشاشهاى بیشتر از آنها باقى نمانده است.
باز هم گاهى یک صحبتهائى غیر صحیح مىکنند. اگر اینها به ملت احترام قائل شدند، اگر اینها احترام به آراء ملت مىگذارند، آراء ملت این است که الان در خیابانها فریاد مىزند، در تمام شهرستانها فریاد مىزند، وحدت ملت و آراء ملت آن است که فردا در تمام شهرهاى ایران، در تهران، در سایر شهرهاى ایران همراهى خودشان را یا این معنایى که ما عرض کردیم. پیوند دادند و همراهى خودشان را اعلام مىکنند. آن کسى که قائل است به اینکه ما تابع ملت هستیم، اگر صحیح مىگوید باید بپیوندد به ملت.
اعلام پشتیبانى از ارتش واظهار پیوستگى با اقلیتهاى مذهبى واهل تسنن
ارتش باید بپیوندد به ملت. ارتش از ملت است، ملت از ارتش است. ما پشتیبانى ارتش را اعلام مىکنیم، روحانیت پشتیبانى خودشان را از ارتش اعلام مىکنند. ارتش هم باید مثل سایر مسلمانها بیایند در صف مسلمین و ارتش امام زمان سلام الله علیه باشند، نه ارتش دشمنان امام زمان. اى ارتش محترم! شما مسلم هستید، شما تابع پیغمبر و قرآن هستید، شما تابع پیغمبر اسلام و امام زمان سلام الله علیه هستید، باید شما هم در صفوف مسلمین با هم همصدا باشید. ما با همه مسلمین همصدا هستیم، ما با همه ملت همصدا هستیم.
ما پیوستگى خودمان را به اقلیتهاى مذهبى اعلام مىکنیم. ما برادرى خودمان را به برادران اهل سنت اعلام مىکنیم، دشمنان اسلامند که میخواهند ما را با برادرهاى خودمان مختلف کنند، دشمنهاى اسلام یا گول خوردههاى از آنها هستند که در اینوقت اعلام مىکنند مخالفت ما بین دو دسته را. اعلام مىکنیم وحدت کلمه مسلمین را. اگر مسلمین وحدت کلمه داشتند، امکان نداشت اجانب بر آنها تسلط پیدا بکنند. این تفرقه در بین مسلمین است که باعث شده است که اجانب بر ما تسلط پیدا بکنند، این تفرقه مسلمین است که از اول با دست اشخاص جاهل تحقق پیدا کرد و الان هم ما گرفتار هستیم. واجب است بر همه همسلمین که باهم باشند. یک زمان حساسى است. ما بین حیات وموت مردد هستیم. ما الان مملکتمان یا باید تا ابد زیر یوغ استعمار و استبداد باشد یا باید الان از این یوغ خارج بشود. اگر وحدت کلمه را حفظ نکنید تا آخر باید مبتلا باشید.
حضرات آقایان! همه ما مسئول هستیم. روحانیون در درجه اول داراى مسئولیت هستند. روحانیون باید بروند در بلاد و در جاهائى که در دوردست هستند، لازم است که بروند در دهات و قصبات و اعلام کنند مسائلى را که ما مىگوئیم. در جاهاى دور افتاده ممکن است که یک اغفالهائى باشد، یک تبلیغات سوئى باشد. اینها در مراکز مثل تهران یا سایر بلاد عظیم نمىتوانند تبلیغات خلاف بکنند لکن - در دور افتادههاى در قراء و قصبات دور افتاده، یک حرفهاى غیر ناظاهر مىزنند، غیر صحیح مىزنند، مثلا مىگویند که اقلیتهاى مذهبى در حکومت اسلام باید از بین بروند. این خلاف اسلام است، اسلام اقلیتهاى مذهبى را احترام گذاشته است، اسلام اقلیتهاى مذهبى را در