صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٥
تاریخ: ١٧/١/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع پرسنل صنایع نظامى و اهالى قم
انسجام اقشار و گستردگى نهضت در کلیه نقاط ایران یک امر الهى است
بسم الله الرحمن الرحیم
من در اواخر اوقاتى که در پاریس بودم توجه به یک مطلبى پیدا کردم که راجع به پیشرفت این نهضت خیلى دلخوش شدم و این مطلب را در پاریس هم بر اشخاص و اجتماعاتى که مىشد، تذکر دادم و آن این بود که در انقلاباتى که در دنیا واقع مىشود کم اتفاق مىافتد یا اتفاق شاید نیفتاده باشد که اینطور باشد که یک مطلبى را که در مرکز مملکت مىگویند، همین مطلب در کوره دههاى دور افتاده هم باشد و آن مطلبى را که روشنفکران مىگویند، همان را مردم بازار و کوچه و دهقان و کشاورز هم همان را خواستار باشد. من در آنوقت اطلاع پیدا کردم و بعضى را هم که از ایران مىآمدند پیش من، به من اطلاع مىدادند که قضیه خواست ملت ایران یک خواستى است که گسترش پیدا کرده حتى در آن قراء و قصبات دور افتادهاى که از همه جهات دورند. یک نفر که همین اواخر آمد پیش من گفت که من از دهات کمره و دهات چاپلق و لرستان، آنجاها رفتم و دیدم و از آنجاها گردش کردم و دیدم و مىآیم اینجا، و او گفت که تمام دهاتى را که من دیدم، دیدم که صبح که مىشود، آن آخوند ده جلو مىافتد و مردم ده دنبال او راه مىافتند و راهپیمائى مىکنند، و اسم از یک جائى برد که من آنجا رفتم (قریه حسن فلک) این در اطراف کمره هست و قلعهاى است که شاید مثلا آنوقتى که من دیدم ده پانزده خانوار در آن زندگى مىکردند، کوچک بود و در کنار یک کوهى واقع شده بود و از آبادىها دور بود. این شخص گفت من آنجا هم رفتم، آنجا همان حرفها را مىزدند که در تهران مىزدند این از گسترشى که در همه جاى ایران بوجود آورد، و یک گسترش دیگرى که راجع به گروهها و جماعات بود، بچههاى دبستان یا کوچکتر از آنها همین وردى را که همه مردم مىگفتند، اینها هم مىگفتند. کارگرها، کارفرماها، معلمین اجزاء دادگسترى، ملاها طلبهها، روشنفکران، همه یک مطلب مىگفتند و با هم بودند. من این را اینطور فهمیدم که یک دست غیبى در کار است، انسان هر چه هم بخواهد یک مثلا روشنگرى داشته باشد و هر چه هم بخواهد یک همچو امرى واقع بشود، به این گسترش نمىتواند واقع بشود، من اینطور فهمیدم که خداى تبارک و تعالى در این مساله نظر دارد و از آنجا اطمینان برایم پیدا شد که پیروزى هست، البته به این زودى و به این سهلى را نمىتوانستم حدس بزنم. وقتى هم که شاه سابق از ایران رفت و دنبالش آن دولت بختیار آمد که خیلى هم بى عقلى کرد، من هم نصیحتش کردم گوش نداد، من