صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١
مربوط به مادیتش هست بکند. اسلام این را هم دارد. آنقدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است، در عبادت وارد نشده است. شما از پنجاه و چند کتاب فقه را ملاحظه مىکنید، هفت، هشتتایش کتابى است که مربوط به عبادات است، باقیش مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرات و اینطور چیزهاست. ما همه آنها را گذاشتیم کنار و یک بعد را، بعد ضعیفش را گرفتیم. اسلام را همچو بد معرفى کردهاند به ما که ما هم باورمان آمده است که اسلام به سیاست چه. سیاست مال قیصر و محراب مال آخوند!! محراب هم نمىگذارند براى ما باشد. اسلام دین سیاست است، حکومت دارد. شما بخشنامه حضرت امیر - کتاب حضرت امیر - به مالک اشتر را بخوانید ببینید چیست. دستورات پیغمبر و دستورهاى امام (ع) در جنگها و در سیاسات ببینید چى دارد. این ذخایر را ما داریم، عرضه استفادهاش را نداریم. ذخیره موجود است، همه چیز داریم عرضه استفاده نداریم. مثل اینکه ایران همه چیز دارد اما مىدهند به غیر. ما کتاب و سنتمان غنى است، همه چیز در آن هست لکن بد معرفى کردند به ما، یعنى کارشناسها از آنوقتى که راه اروپا باز شد به آسیا و به شرق، کارشناسها دور افتادند و مطالعه کردند آنها بیدار بودند و من و شما توى مدرسهها خواب بودیم. آنها مطالعه کردند، وجب به وجب زمینهاى ایران تحت مطالعه قرار گرفته، هر جا نفت بوده نقشه دارند از آن، هر جا مس بوده نقشه دارند از آن، در این بیابانهاى بى آب و علف با شتر آمدند این کارشناسها، رفتند گردیدند مخازن را، جاهایى را هر چه دارد پیدا کردند و ثبت کردند، مطالعاتشان راجع به ماها هم همین بوده است که دیدهاند آن چیزى که بتواند جلوى اینها را بگیرد عبارت از اسلام است و خدمتگزار به اسلام. اسلام را از آن راه کوبیدند، جدا کردند اسلام را حتى از خود ملت اسلام، حتى از خود خدمتگزاران به قرآن. خود خدمتگزاران به قرآن هم این مطلب را نمىشود حالیشان کرد بعضى از آنها را که اسلام دین سیاست است، این را شاید عیب مىدانند براى اسلام، اسلام سلطنت دارد، نه سلطنت اینطورى، حکومت دارد، اسلام امامت دارد، خلافت دارد، پیغمبر اسلام حکومت تشکیل کرده بود، حضرت امیر سلامالله علیه حکومت داشت، استاندار داشت، فرماندار داشت، همه اینها را داشت، اینها ارتش داشتند، قواعد ارتش داشتند، همه چیز داشتند. ما مطالعه آنها را کردیم لکن از بس به ما تزریق شده است از آن طرف که آقا برو سراغ کارت، آقا برو تو نمازت را بخوان چه کار دارى به اینکه اینها چه مىکنند، هى چه کار دارى، چه کار دارى، کار ما را به اینجا رساند که حالا ما اینجا باید مجتمع بشویم عزا بگیریم. از آن طرف کارشناسها دیدند که از مردم، روحیات مردم را ملاحظه کردند، دیدند که روحیات مشرق خصوصاً مسلمین و خصوصاً در مسلمین شیعه خصوصیاتشان این است که به روحانیتشان ارج قائل مىشوند، تبع روحانیت هستند. چه بکنند که روحانیت را از مردم جدا کنند؟ نقشه کشیدند که روحانیت را مبتذل کنند پیش ملت.
شما در زمان رضاشاه نبودید اکثرتان، من ادراک کردهام، کسانى که به سن من بودند و پیرمرد هستند الان، ادراک کردهاند زمان او را. آقا اینها به واسطه نقشهاى که خارج ریخته بود، آخوند را همچو کرده بودند که آخوند نمىتوانست نفس بکشد. آخوند در نظر مردم همچو شده بود که سوار