صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥
داشتید که اینها را خودتان تعیین کنید؟ اکثر این مردم مى شناسند این افرادى را که به عنوان مجلس و به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند؟ یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم؟ مجلسى که بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونى است. بنابراین اینهائى که در مجلس نشستهاند و مال ملت را گرفتهاند به عنوان اینکه حقوق هر- فرض کنید که - وکیلى اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائى هم که در مجلس سنا هستند، آنها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتى که ناشى مىشود از یک شاهى که خودش و پدرش غیر قانونى است، خودش علاوه بر او غیرقانونى است، وکلائى که تعیین کرده است غیرقانونى است، دولتى که از همچو مجلسى و همچو سلطانى انشاء بشود، این دولت غیرقانونى است. این ملت حرفى را که داشتند در زمان محمدرضاخان مىگفتند که این سلطنت را ما نمىخواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم مىگویند که ما این وکلا را غیرقانونى مىدانیم، این مجلس سنا را غیرقانونى مىدانیم، این دولت را غیرقانونى مىدانیم. آیا کسى که خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیرقانونى هستند، مىشود که قانونى باشد؟ ما مىگوئیم که شما غیرقانونى هستید باید بروید. ما اعلام مىکنیم که الان دولتى که به اسم دولت قانونى خودش را معرفى مىکند، حتى خودش قبول ندارد که قانونى است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتى که دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت که غیرقانونى است، حالا چه شده است که مىگوید من قانونى هستم؟ این مجلس غیرقانونى است، از خود وکلا بپرسید که آیا شما را ملت تعیین کرده است؟ هر کدام ادعا کردند که ملت تعیین کرده است، ما دستشان را مىدهیم دست یک نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیهاش، در حوزه انتخابیهاش از مردم سوال مىکنیم که این آقا آیا وکیل شما هست، شما او را تعیین کردید؟ حتما بدانید که جواب آنها نفى است. بنابراین آیا یک ملتى که فریاد مىکند که ما این دولتمان، این شاهمان، این مجلسمان برخلاف قوانین است و حق شرعى و حق قانونى و حق بشرى ما این است که سرنوشتمان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید براى ما درست بکنند، در تهران، یک قبرستان هم در جاهاى دیگر؟
اصلاحات شاه، افساد مملکت
من باید عرض کنم که محمدرضاى پهلوى، این خائن خبیث براى ما رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستانهاى ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است که اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سالهاى طولانى با همت همه مردم، نه یک دولت این کار را مىتواند بکند و نه یک قشر از اقشار مردم این کار را مىتوانند بکنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمىتوانند این به هم ریختگى اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه کنید، به اسم اینکه ما مىخواهیم زراعت را، دهقانها را دهقان کنیم، تا حالا رعیت بودند و ما مىخواهیم حالا دهقانشان کنیم،