صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٤
این را خواسته. بنابراین الان ماها، من که طلبه هستم اینجا، شما که از وکلاى دادگسترى و از علما هستید و قضات دادگسترى که همین طور هستند، سایرین همه، همه باید دست به هم بدهیم و این چیزى که دست ما دادند و همه چیزش فرو ریخته است، این را هر کس در حیطه خودش آباد کند.
دادگسترى و قضاوت باید روى موازین شرعى باشد
البته وکلاى دادگسترى باید، حقوقدانها باید بنشینند راجع به طرز دادگسترى، دادگسترى ما یک دادگسترى بود که فجیعه بود، دادگسترى نبود، فجیعه بود، این را من کرارا گفتهام شاید آن روز هم که شما بودید که یکى از وکلاى دادگسترى، (در جوانى من شنیدم که گفته است، من آن وکیل را مىشناختم) گفته بود که در این محاکمهاى که هست من تا زنده هستم بعد هم پسر من این را معطلش مىکند، نمىگذاریم درست بشود. براى در جریان انداختن یک محاکمه دو سال باید معطلى بشود تا جریان بیفتد محاکمه، مثلا دادگاه آیا دایر است براى این یا نه؟ این مىشود در این دادگاه همانهائى که بعد هم بعد از آنکه نیروى انسانى را از بین بردند، مردم مدتها در دادگسترى صبح بیایند تا غروب و بایستند آنجا زندگى شان تباه بشود، آخر هم معلوم نبود که به چه برسند و بعد هم معلوم نبود که احقاق حق بشود. هر وکیلى که بهتر بلد بود مواد چیز را یا هر قاضى که بیشتر به او رشوه مىدادند آن قاضى چیز بود. ما یک قاضى داشتیم در خمین که او رشوه را مىگرفت ولى حکم را بر ضد آن فرستاده بود، بله آن بیچاره هر چه فریاد مىزد که این حکم بر خلاف دادند و رشوه گرفتهاند، خوب مردم قبول نمىکردند حرفش را. اینطور مسائل در کار بود. در هر صورت شماها الان موظفید، ملى، اسلامى که بنشینید این دادگسترى، دادگسترى نیست، اصل این قضیه این فرم غربى است منتها خوب، عمل نمىتوانند بکنند. ما عیب کارمان این است که از مسائل غربى وقتى مىآوریم اینجا، در اینجا یک نیمه غربى درست مىشود و ناقص و بعد هم براى مملکت ما مناسب نیست. شما بنشینید و حقوقدانها، مطلعین بنشینند با هم طرز دادگسترى را درست کنند.
دادگسترى ما نمىتواند دادگسترى سابق باشد، دادگسترى ما باید روى موازین شرع باشد، قضاوت روى موازین شرع باید باشد، نمىشود آنطور بشود. شنیدم که یکى از اینهائى که تازه آمده است براى اینکه دلش مىخواهد یک چیزى بشود گفته است نمىشود اسلام را درست کرد. آخر تو از اسلام چه اطلاعى دارى که مىگویى نمىشود؟ چه میدانى اسلام چه هست که نمىشود؟ شما همین حرف است که من مىگویم که اسلام را مخفى کردند و نگذاشتند به مردم برسد، اسلام را همین طور در بسته خیال کردند که همین است که بروند صبح نماز بخوانند. خوب، ما ببینیم که روساى اسلام ما چه بودند، حضرت امیر نمازش را هم مىخواند شمشیرش هم مىکشید، شمشیرش دستش بود نماز هم مىخواند، هر دو بود، قضاوت هم مىکرد، همه کارها را مىکرد. البته حالا توسعه پیدا کرده توسعه پیدا کردن اینست که باید مسائل، مسائلى بشود که طرزش یک قدرى درست بشود لکن قضاوت، قضاوت شرعى باید باشد. اینطور قضاوتهائى که محکوم مىکردند مردم را روى یک همچو