صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٤٨
تفرقه میان احزاب و کوبیدن روحانیت از جمله دسائس اجانب
از آنطرف دیدند که خوب، بین خود اقشار ملت اگر اینها با هم متحد باشند، باز هم آن منافعى که مىخواهیم ببریم، نمىتوانیم ببریم، بین اقشار این ملت را ما اختلاف بیندازیم. اول متوجه شدند به روحانیت، در زمان رضاخان (اگر چنانچه کسى یادش باشد، آقایان هر کدام یادشان باشد) همچو روحانیت را کوبیدند که دیگر نه خطیبى براى ما گذاشتند، نه امام جماعتى، تمام را کوبیدند، نه مجلس خطابهاى براى ما ماند و در بین ملت آنطور اینها را ذلیل کردند که حتى شوفرها، ملاها را به اتومبیلها گاهى نمىنشاندند، مىگفتند نمىنشانیمت در اتومبیل. ملا را نمىنشاندند در اتومبیل، تضعیف کردند روحانیت را از یک طرف، از یک طرف اختلاف بین احزاب درست کردند واین هم یک راه اختلافى شد که اینها به سر هم زدند و این هم یک بساطى شد.
دانشگاهى را با دانشگاههاى ما از هم جدا کردند، آنها، اینها را یک جور طرد میکردند و اینها که تفصیلش زیاد است و من هم حالم مقتضى نیست. خود آقایان باید متوجه باشند که همه اینها عواملى بود که این ملت که باید یکپارچه در تحت یک لوا ملیت خودشان را حفظ کنند، این یکپارچگى را اینها بگیرند و اینها را با هم مختلف کنند، بلکه دشمن کنند با هم. این جهتى است که موجب تاسف است و لهذا قبل از این نهضت، ما هیچ وقت با شما آقایان مواجه نبودیم و با یک طائفه دیگر مواجه بودیم.
نهضت اسلامى ایران مایه نقصان و نابودى اختلافات
آنچه اسباب خوشحالى است این است که این نهضت اسلامى ایران موجب شد که این اختلافات رو به نقصان گذاشت ورو به نابودى، دانشگاه با دانشجوهاى ما با هم شدند. الان این مجلس که از آقایان قضات، آقاى وکلاى دادگسترى هست، هیچ وقت براى ما نبوده است، حالا ما با شما مواجهیم و درد دلها را با شما مىخواهیم بکنیم
عدم آزادى و استقلال در امور مملکتى طى ٥٠ سال سلطنت پهلوى
ما زیاد درددل داریم آقا، و آن درددلى است که شماها دارید. ما پنجاه سال است که هیچ چیز آزاد نداشتیم، همه شما مىدانید، از آنوقتى که رضا شاه آمد تا به الانى که من اینجا نشستهام ما غیر از اینکه حالا، اخیرا شده است، ما هیچ چیز آزاد نداشتیم، نه مطبوعات آزاد داشتیم، نه یک دادگسترى مستقل داشتیم، نه یک کانون وکلاى مستقل داشتیم، همهاش آنها تصرف داشتند، نه یک دانشگاه داشتیم، نه مىتوانستند جوانهاى ما را تربیت صحیح بکنند اینها، اینها را عقب نگه داشتند. فرهنگ ما، یک فرهنگى است که بر مىگرداند بچهها را به طرف عقب. یک باب مفصلى است اینکه راجع به فرهنگ اینها چه کردند. از آنطرف مراکزى که براى فحشاء درست کردند در تمام کشور خصوصا در تهران، این همه مراکز فحشاء در تهران و اطراف تهران درست شد، جوانهاى ما را کشیدند به این مراکز و در آن مراکز این نیروى انسانى ما را از بین بردند. از آنطرف اقتصاد ما را به آنطور که مىبینید