صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٨
فرق است.
و ما امیدواریم که خداوند تعالى به ما توفیق بدهد که تا حالا که رساندیم مطلب را به اینجا و جمهورى اسلامى را اعلام کردیم و من اعلام مىکنم جمهورى اسلامى را و این روز را روز عید مىدانم و امیدوارم که هر سال روز دوازدهم فروردین، روز عید ملت ما باشد که رسیدند به قدرت ملى و خودشان سرنوشت خودشان را به دست خواهند گرفت. ما به همه ملت تبریک عرض مىکنیم و من امروز را بر ملت عزیز خودمان، به همه اقشار تبریک عرض مىکنم. مبارک باد بر شما این عید. مبارک باد بر شما این جمهورى اسلامى. لکن همه مکلفیم که احکام اسلام را مراعات کنیم. باید بازار ما بازار اسلامى باشد. بازار ما از بى انصافى باید شستشو بشود. باید دولت و همه دولتهائى که بعدها مىآیند همه روى موازین اسلامى باشد، وزارتخانهها روى موازین اسلامى باشند، ادارات دولتى روى موازین اسلامى باشند. باید مملکتى که رنگ طاغوت دارد مبدل بشود به مملکتى که رنگ الله دارد. باید مملکت طاغوتى به مملکت الهى تبدیل بشود.
ما باک نداریم که در غرب به ما صحبتى بکنند و کسانى که ادعا مىکنند که ما حقوق بشر را مراعات مىکنیم به ما اشکال بکنند. ما باید روى میزان عدل رفتار کنیم. ما بعد به آنها خواهیم فهماند که معنى دموکراسى چیست. دموکراسى غربىاش فاسد است، شرقىاش هم فاسد است، دموکراسى اسلامى صحیح است و ما بعدها اگر توفیق پیدا بکنیم به شرق و غرب اثبات مىکنیم که این دموکراسى که ما داریم، این دموکراسى است، نه آنکه شما دارید و طرفدار سرمایه دارهاى بزرگ هستید و نه اینکه آنها دارند و طرفدارهاى ابرقدرت هستند و همه مردم را در اختناق عظیم گذاشتند.
در اسلام اختناق نیست. در اسلام آزادى است براى همه طبقات، براى زن، براى مرد، براى سفید، براى سیاه، براى همه. مردم از این به بعد باید از خودشان بترسند، نه از حکومت، از خودشان بترسند که مبادا خلاف بکنند. حکومت عدل از خلافها جلوگیرى مىکند، جزا مىدهد. ما از خودمان باید بترسیم که خلاف نکنیم والا حکومت اسلام خلاف نخواهد کرد. دیگر قضیه سازمان امنیت در کار نیست، زجرهاى سازمان امنیت دیگر در کار نیست. دیگر نمىتوانند پاسبانها به ما زور بگویند و به ملت ما زور بگویند. دیگر دولت نمىتواند به ملت زور بگوید. دولت در حکومت اسلامى در خدمت ملت است، باید خدمتگزار ملت باشد و ملت اگر چنانچه نخست وزیر هم یک وقت ظلم کرد، به دادگاهها شکایت مىکند و دادگاهها او را به دادگاه مىبرند و جرم او اگر ثابت شد به جزاى اعمالش مىرسد.
این دیگر آنطور نیست که در اسلام بین نخست وزیر و بین غیر نخست وزیر فرق داشته باشد. خلیفه مسلمین در صدر اسلام با اهل ذمهاى که با هم یک مخالفتى داشتند، در محضر قاضى حاضر شد و قاضى حکم داد و سر به اطاعت گذاشت. اسلام اینطور است، اسلام طورى نیست که براى طبقهاى یک بالائى قائل باشد ولى براى طبقه دانشمندان البته متقى، مرتبه بالاتر است براى اینکه مرتبه انسانیتشان بالاتر است. اسلام به انسانیت انسان ارج مىگذارد. انسانیت انسان به علم و تقواست، به