صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢٧
با هم یک وضع اسلامى - انسانى پیدا بکند، محیط یک محیط محبت مىشود، همه به هم خدمتگزار مىشوند. در این نهضت شاید آنوقتى که مردم مشغول بودند به مخالفت، خوب، دیدید که یک وضع انسانى پیدا شده، یک تحول پیدا شده بود، یک تحول پیدا شده که سرباز وقتى که مىآمد توى کوچهها، مردم گل به او مىریختند، آن گریه مىکرد و به آنها اظهار محبت مىکرد.
این تحول روحى است که خداى تبارک و تعالى این تحول را مرحمت فرموده بود، این تحول روحى را حفظش بکنید، این محبت را بین خودتان و اقشار ملت حفظ بکنید ولى در مقابل مخالفین، در مقابل اعداء، در مقابل مفسدین شدید باشید، محکم، مثل یک سدى در مقابل آنها،نرم در مقابل هموطنهاى خودتان، در مقابل برادرهاى خودتان، همین که دستور اسلام است، قرآن این را مىفرماید و همانطور که روساى اسلام اینطور بودند. خود رسول الله (ص) ایشان خودشان در جنگها، خودشان وارد میدان نمىشدند که آدم بکشند، وضع اینطور بوده است که نبى رحمت بودند، حتى یک نفر را مىگویند کشته نشده است به دست ایشان لکن حضرت امیر با آن وضعى که در جنگ داشته است، از آنها نقل کردهاند که ما در شدائد پناه مىبردیم به ایشان، یک همچو - که - آن سردار بزرگ که در دنیا نظیر ندارد. به حسب نقل - کردهاند - که از ایشان مىشد، مىفرماید که - شدائد - وقتى جنگ شدید مىشد ما پناه مىبردیم به رسول الله. یک همچو قوهاى بود است، قدرت الهى بوده. قدرت الهى بوده. این یک دستور کلى است که آن زمان، آنها کردهاند و به سعادت رسیدند و به سعادت رساندهاند.
رعایت نطم و استفاده از آزادى در حدود ضوابط
در این زمان ما بخواهیم سعید باشیم، بخواهیم به سعادت برسیم باید عمل بکنیم همه با هم دوست و رفیق، سرباز با درجه دار، درجه دار با افسر، با ارشد، رفیق باشد لکن اطاعت بکنند، اطاعت مسالهاى، رفاقت مسالهاى دیگر، بالائىها پائینى را به چشم رحمت نگاه کنند، پائینىها به بالائى اطاعت بکنند. اگر بخواهند یک مملکتى محفوظ بماند باید ارتش روى دیسپلینى که دارد، محفوظ بماند، روى آن نظمى که دارد روى نظم رفتار کند اگر بخواهد به هم بریزد حتى حالا من آزاد شدهام، نخیر زیر بار کسى نمىروم نه، این خلاف آن آزادى است که خدا مىخواهد. آزادى در حدود ضوابط است. من آزادم حالا، من آزادم سیلى بزنم به ایشان نه آزاد نیستى. من آزادم اطاعت از مثلا، از فرماندارم نکنم نه این آزادى نیست. در حدود قواعد و قوانین آزادى هست یعنى شما دیگر از کسى الان اینجا که نشستهاید، دیگر نمىترسید، اگر قبل از این بود، شما خوف این را داشتهاید که از اینجا پایتان...، جمع نمىتوانستید بشوید اینجا، حالا اگر هم آمدید، خوف این را داشتید که از اینجا رفتید بیرون، این ساواکىها، این بیرون نباشند، شما را بگیرند و ببرند و بودند و گرفتند و مىبردند.این به این معنا الحمدلله ما الان آزادیم الان لکن معناى آزادى این نیست که من هر کارى دلم بخواهد، بکنم.
این را باز هم گفتهام که خداى تبارک و تعالى ما را به این آزادى امتحان مىکند، به این نعمتى که