صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧
فرهنگ استعمارى و اقتصاد وابسته، مصیبت وارده از رژیم شاه
مىگوئیم که این اقتصاد را ما باید درستش کنیم. اینها که سر کار بودند و این سر سلطنت و دولت و اینها، این حرفها بودند، دیدید که چقدر از این مال مردم خوردند، اقتصاد ما را به عقب راندند. آقا مصیبتها بر این ملت وارد شده و ما غافلیم. ما الان زراعت نداریم، مخازن ما هم اگر چند سال دیگر این مردیکه بود از بین رفته بود، ایران مىماند یک مملکتى که هیچ موونه ندارد، هیچى ندارد. موونه ما نفت است، نفت را، همهاش را گفت و هى هم وعده مىداد که ده تا بیست سال دیگر تمام است این. آنوقتى که تمام مىشد چه داشتیم. وعدهها زیاد است البته، وعده به اینکه صنعتى مىکنیم مملکت را. کجا صنعتى کردید شما ذوبآهنتان براى این بوده است که یک دسته شوروىها را بیاورید در اینجا بر شما حکومت کند. شما کارى نکردید، شما از آنجا همه چیزها را گرفتید آوردید اینجا چفت و بندش مىکنید، مونتاژ. نه صنعتتان صنعت است، نه زراعت ما داریم، نه فرهنگ داریم.
آقا نیروى انسانى ما را به باد دادند اینها. این فرهنگ ما، یک فرهنگ استعمارى است که نگذارد این نیروى انسانى رشد بکند، اینها را به یک حد محدودى نگه بدارد نگذارد اینها رشد بکنند، رشد انسانى را نمىگذارند بکنیم. من که در فرانسه بودم، از این اطراف مىآمدند سراغ من، من جمله از آلمان مکرر آمدند اینهائى که در نیروهاى اتمى کار مىکنند، مطالبى اینها مىگفتند، من جمله اینکه نمىگذارند که ما چیز بفهمیم. چند صد نفر آنجا بردهاند و مىخواهند نیروى اتمى درست کنند براى خودشان، مىگویند نمىگذارند کار بکنیم، علاوه بر این مىگویند که، اینکه الان دارند درست مىکنند، براى مملکت مضر است. آنهائى که در همانجا کار مىکردند به ما گفتند که این کار براى مملکت مضر است خطر دارد براى مملکت اینها. هر جا الان شما دست بگذارید، اسم محمدرضاخان رویش نوشته و خیانتش. هر جا ارتش را دست بگذارى، این مستشارهاى امریکائى که آمده، اسم او رویش ثبت است و خیانتش فرهنگ را رویش دست بگذارى، عقب ماندگى است، اسم او رویش ثبت و خیانتش. زراعتمان را دست رویش بگذاریم همین طور. مراتعمان را همه را دادند به این و آن. ملى کردند. ملى کردن معنایش این است که آدم یکى از آن را یک مرتع بسیار بزرگى که غنىترین مراتع مىگویند هست، به ملکه انگلستان و بعضى از کسانى که (شرکتى که با او هست) دادند. مراتع ما از بین رفته، دادهاند به آنها، جنگلهاى ما را به کسان دیگر دادند، ملى کردند یعنى دست مردم را از آن کوتاه کردند و به غیر دادند.
ادامه نهضت، واجب شرعى و عقلى است
ما نمىتوانیم تصور کنیم خیانتهائى که اینها به ما کردند. اگر انشاءالله یک حکومت عدلى روى کار آمد یک حساب و کتابى در کار بود، یک قلم آزاد بود، حتى براى نوشتن آن چیزهائى که اینها دزدى کردند، آنوقت خواهید دید که این روزنامهها، چه مطالبى پیششان هست که پیش ما نیست، و این مردمى که الان در انزوا زندگى مىکنند چه مسائلى را اطلاع دارند که من و شما اطلاع نداریم. اینها مملکت ما را به نیست بردند و ما برایمان واجب عقلى است، واجب شرعى است که در این موقع