صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥١
کاخهاى نخستوزیرى. تعدیل کنید خودتان را، اگر از خودتان شروع نکنید نمىتوانید اصلاح کنید. وزارتخانهها را اصلاح کنید. - همه - همه درد و بلاى ما این است که ما غربزده هستیم، ما سالهاى طولانى زیر بار غرب بودیم، زیر بار آمریکا بودیم، سالهاى متمادى مانوس شدیم ما، اصلاً قلوبمان، قلوب - هى - غربى است، متبدل شدیم به یک انسان غربى و به این زودى نمىتوانید شما برگردید لکن همت کنید، برگردید. شما حالا مىخواهید بگوئید روى پاى خودمان مىخواهیم بایستیم، باز هم رنگ غرب؟! حالائى که مى گویید روى پاى خودمان باز هم جمهورى دموکراتیک یعنى جمهورى غربى؟! مستقلیم و مىخواهیم مستقل باشیم، ما اسلام است مذهبمان. ما قوانینمان قوانین اسلام است، قوانین غنى اسلام است. همه چیز باید متحول بشود. حضرت امیر در آن فرمایششان که من حافظه ندارم که یادم بماند مطلب که: مثل اینکه شما را متبدل مىکنند، مثل اینکه از ته بالا بیاید، از ته پائین بیاید مثل دیگى که کمچه به آن زنند که آنچه زیرش رو بشود، رویش زیر بشود. باید متحول بشوید، همین تحولىکه ملت ما در ظرف مدت کمى پیدا کرد، یک نحو تحول معجزه آسا که یک روز از پاسبان حساب مىبرد، بازارهاى بزرگ ما از پاسبان حساب مىبردند، یک روزى هم از شخص اول مملکت حساب نبردند، یک روز جرات نمىکردند که توى خانهشان اسم شاه را به ناگوارى ببرند، یک روز هم در خیابانها ریختند و گفتند مرگ بر این. همچو متحول شد، کى این کار را کرد؟ اسلام، قوت ایمان و الا انسان که نمىتواند این کار را بکند، کار من و تو و اینها نیست که، کار اسلام است. متشبث بشوید به اسلام، متحول کنید خودتان را، اول باید، نقطه اول این است که خود انسان متحول بشود، خود انسان از غربزدگى بیرون بیاید. باید حتما ما وزارتخانههایمان آنطور تشریفات داشته باشد که هر کسى تویش برود خیال کند که در یک جائى غیر از ایران است، یک جاى دیگرى است، یک بساط دیگرى است؟! از آنجا وقتى بیاید در این زاغه نشینان ما که یک شب به من نوشته بودند، عدد محلههائى که در تهران از اینها هست، چادرنشینها، زاغه نشینها این خانههاى گلى خیلى خرابه ، اینها را به من نوشته بودند که قریب سى تا، یا سى وچند تا محلهها ما در تهران داریم که از برکت اصلاحات ارضى، مردم از محال خودشان کوچ کردند آمدند اینجا با این زندگى فلاکت بار دارند زندگى مىکنند لکن ندیده بودند، در چند شب پیش از این در همین حوض حرم بود، در تلویزیون که من نگاه کردم نشان داده بود، انسان اگر انصاف داشته باشد، یک قدرى انصاف داشته باشند باید چقدر متاثر باشد از اینکه یک جمعیت انسان مسلم، انسان اینطور زندگى بکند و ما به فکر اینها نباشیم.
لزوم ملى کردن غنائم به دست آمده از قیام یکپارچه ملت
به تدریج، حالا یک روز بروید عقب، هى عقب، عقب، عقب، ما تهران که بودیم این مطلب را گفتیم به اینها که باید کلیه دارایى، دارائى نمىگوئیم که دارائى آنها بوده است، کلیه آن چیزهائى که محمد رضا خان و پدرش و اتباع اینها غصب کردند از این ملت، باید همه اینها ملى بشود و به صرف مستمندها برسد، هیچ ارتباطى به دولت ندارد، غنیمتى است به دست آمده است با قیام و نهضت این ملت