صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥
اشخاص پشتیبانى مىکنند از این آقا، مىفرستند که این را که مىگویند که ما پشتیبان این هستیم. آدم فرستادند اینجا، به ارتش گفتند که شما باید حتما پشتیبانى بکنید از دولت و اگر ملى هست که محال است (امریکا ملیت را اصلا زیر پا دارد مىگذارد و گذاشته است) اگر ملى بود که محال بود که امریکا تاییدش بکند انگلستان تاییدش بکند. حالا اینها یک اشخاص ملى شدند دلسوز به حال ملت ما؟! یا خیر، همان چپاولگرى و همان خیانت و همان بساطى که محمد رضاخان مىکرد، حالا با دست اینها مىکنند. حالا چه این حیله باشد براى اینکه باز آن آلت بى اراده را برگردانند، چه از او مایوس شده باشند و بخواهند که همین دولتهاى، این نیمه مرده را نگه دارند و این رژیم سلطنتى و این قضایا.
اصل رژیم سلطنتى مغایر با عقل و قانون اساسى و ضد حقوق بشر است
اصلاً رژیم سلطنتى از اول خلاف عقل بوده، خلاف قانون، خلاف قانون اساسى است. رژیم سلطنتى، در قانون اساسى، در حقوق بشر این است که هر ملتى باید خودش سرنوشت خودش را تعیین کند، یعنى ما الان خودمان باید سرنوشت خودمان را تعیین کنیم، ما حق نداریم سرنوشت اعقابمان را تعیین کنیم، اعقاب ما بعد مىآیند، خودشان سرنوشتى دارند به دست خودشان باید باشد، نه به دست من و شما.
رژیم سلطنتى اگر معنایش این باشد که یک سلطان خودش باشد و ملت تعیینش کند، این رژیم سلطنتى نیست، این یک سلطانى است که مردم تعیینش کردهاند که شاه باشد اما اگر مردم ما فرض کنیم که تعیین بکنند سلطان را و اعقاب او را، آقا سرنوشت خود شما با شماست، سلطان را سلطان کردید، چون خودتان بودید، بسیار خوب، شما چه حقى دارید که اعقاب یک کسى را که براى یک کس دیگر مىخواهد سلطنت بکند شما تعیین مىکنید چه حقى دارند پدرهاى ما که سرنوشت ما را تعیین بکنند؟ رژیم سلطنتى خلاف قانون اساسى است، خلاف حقوق بشر است، لهذا نباید باشد. رژیم سلطنتى فاسد است همهاش، حالا فرضاً که خیلى عادل هم باشد، خلاف حقوق بشر است.
سکوت و عدم شرکت در سرنگونى رژیم شاه خیانت به اسلام و کشور است
وضع مملکت ما تا حالا یک چیز مخلوط درهمى است که معلوم نیست اسمش چیست، اصلا معلوم نیست اسم این چه است. مملکت را مشروطه اسمش را بگذاریم، مشروطه که نیست، دیکتاتورى است اما رژیم نیست دیکتاتورى. من به شما آقایان عرض بکنم و به همه ملت ایران عرض بکنم که امروز مملکت ما در یک موضع حساسى وارد شده است که این ملت بین موت و حیات است. یا باید تا آخر اسیر باشیم و احکام دین و اسلام دستخوش مفسده جوها باشد، یا حالا پیروزى را به دست بیاوریم. امر دایر بین این دوتاست. هر فرد از افراد ملت که در این امر شرکت نکند خائن است، خیانت به اسلام است، خیانت به اسلام مىکند، خیانت به کشور مىکند. اگر ما دم اینها را نگیریم و بیرونشان نیندازم، فردا دوباره یا او را بر مىگردانند و یا همه منافع ما را با این دست مىدهند به آمریکا