صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٧
کردند، با فریادها، با دادها اعلام کردند لکن براى اینکه یک اشکالى مثلاً اگر یک دولتى اشکالى داشته باشد در اینکه خوب این ثبت نشده است این رفراندم، تقاضا نشده است و باید تقاضا بشود ثبت بشود، شمارش بشود آراء، براى این، بنابراین است که یک رفراندمى بشود و چون این رفراندم یک رفراندم اساسى است که مقدرات مملکت ما را این تعیین مىکند و ما اگر بخواهیم یک حکومت اسلامى، یک جمهورى اسلامى در ایران برقرار کنیم و این رفراندم باید بشود، از این جهت لازم است که آقایان، اینهائى که قدرت بر این معنا دارند که تشریف ببرند در بلاد و در محالى که آشنا هستند یا غیر آشنا و مسائل را براى آنها بگویند و آنها را روشن کنند و دعوت کنند به اینکه راى بدهید به جمهورى اسلامى، این هم با همین کلمه، نه یک حرف زیادتر و نه یک حرف کمتر براى اینکه الان شیاطین افتادهاند دنبال اینکه جمهورى محض، همین جمهورى باشد، جمهورى دموکراتیک باشد و از این حرفها، براى اینکه آقایان تشریف ببرند و رفع ابهام بکنند، این خوب است که به همان طورى که مدرسین محترم اینجا بنا دارند که یک مثلا هیاتهائى را به اطراف یا اشخاصى را به اطراف بفرستند براى روشن کردن مردم، این لازم است که عمل شود و غصه نخورید که درستان تعطیل مىشود، انشاءالله مجال درس خواندن، الحمدالله جوان هستید و مجال درس خواندنتان هست، من هم یک طلبه بودم که وقتى دیدم وضع اینطورى است درسم را رها کردم و رفتم و حالا هم آمدم پیش شما، الان هم تعطیل هست، هیچ نه مطالعه دارم نه درس دارم، مشغول همین خدمت به شما آقایان هستم.
توصیه به ترک درس و اشتغال به آگاه سازى افراد در دهات و قصبات
در هر صورت این نکته بود که از اینکه حالا مثلاً دو ماهى، چهار ماهى درس تعطیل بشود، از این نگرانى نداشته باشید براى اینکه یک وقت انسان درس را تعطیل مىکند براى اینکه برود تعیش بکند، براى اینکه برود تنبلى بکند، یک وقت درس را تعطیل مىکند براى خدا. همانطور که درس خواندن براى خدا ثواب و اجر دارد و ارزنده است پیش خداى تبارک و تعالى، گاهى وقتها هم تعطیل درس و اشتغال به یک مطلب مهمى بلکه مهمتر از درس، این هم ارزنده است پیش خدا. الان تعطیل شما و رفتن در اطراف و دهات دور دست، شهرها ، دهات دور دست، مقصد، مقصد الهى است، فرق نگذارید بین اینکه در یک شهرستانى بروید و با یک جمعیت انبوهى مواجه باشید، یا در یک دهى بروید و با یک جمعیت کمى. وقتى بنا شد مقصد الهى باشد، ما بین او و او فرق نگذارید بلکه گاهى او اولى است. در شهرستانها خوب اقشار زیاد هستند، آمال زیاد است شاید هواى نفس در آنجا زیادتر باشد ، اما در قراء و قصبات و دهات دور افتاده این مسائل کمتر است، هم افراد کم مىروند، هم جمعیتهاى آنجا کم است، هم آنها از فقرا و از میان مستمندان هستند، طمع بین آنها کمتر است، از این جهت جنبه الهى آنجا بیشتر است. اینطور نباشد که همه مجتمع بشوند در شهرهاى بزرگ. متفرق بشوند در شهرها و قصبات و دهات و - عرض کنم - قراء و همه جا و همه را آگاه کنند که رفراندم که شد همه جمهورى اسلامى را بگویند مىخواهیم، همین آراء شان را که مىدهند، - آراء - راى بدهند