صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٦
توقعات زیادى هست که روى این معناست که توجه به این نکردند که پنجاه سال، بیشتر از پنجاه سال رنج کشیدند و صبر کردند، حالا مىخواهند که همین رنجهاى پنجاه ساله با یک شب یا با یک ماه ترمیم بشود، این امرى است غیر ممکن.
باید ما همه بهم دست بدهیم و شما آقایان محترم مردم را موعظه کنید و مردم همه با هم دست به هم بدهند و این ویرانه را بسازند، دولت تنها نمىتواند این کار را بکند، یک طائفه نمىتوانند این کار را بکنند براى اینکه خرابى آنطور نیست که یک جا باشد تا یک قوه بتوانند، الان همه اوضاع بهم ریخته است و محتاج به این است که همه باهم از این به بعد، همه با هم در ساختن این خرابه شرکت بکنید. باید شما آقایان در مساجد، در محافل عمومى مردم را متوجه بکنید که الان همه شما مکلف بر این هستید که در این ساختمان شرکت بکنید، هر کس بهر مقدار که مىتواند.
الان زراعت ما و کشاورزى ما بکلى منهدم است و باید آقایان توصیه بکنند در مجالسشان، در مساجدشان، توصیه بکنند، اشخاص بفرستند به اطراف که مردم را آگاه کنند که کشت و زرع بکنند که احتیاجمان از خارج برطرف بشود، مملکت ایران که یک ناحیهاش ممکن بود براى تمام ایران کافى باشد، مثلاً آذربایجان اگر چنانچه کشت بشود، ممکن بود براى ایران کافى باشد، حالا همه چیزش از خارج مىآید، یعنى این اصلاحاتى که اینها به خیال خودشان کردند، عالما عامداً فاسد کردند، نه اینکه اشتباه کردند، آن مردک آمد گفت من اشتباه کردم، لکن تعمد کرد در امور، اینطور نبود که اشتباه باشد، عالم عامد بود در خراب کردن این مملکت، کشاورزى را عالم عامد بود که بصورت اصلاحات ارضى به فساد بکشاند، مامور بود براى اینکه مملکت ما را بازار قرار بدهد براى دیگران و ما باید از دیگران وارد کنیم و ما بازار آنها باشیم، اگر چنانچه این مرد نبود مملکت خودمان براى خودمان براى خودمان کافى بود، لکن این مرد یا نامرد به واسطه آن نوکرى که داشت، ماموریتى که براى وطنش داشت، مامورش کرده بودند، بیاید و این وطن را از بین ببرد و برد و رفت و منتها همه چیزهاى ما را برداشت و رفت.
کشاورزى ما به این حال رسیده است و تبلیغات لازم است یعنى اشخاصى که در راس واقع هستند، اشخاصى که مردم از آنها اطاعت مىکنند و مردم را هدایت مىکنند اینها باید مردم را وارد کنند به اینکه کشاورزى را از سر بگیرند و کشاورزى را به صورت اول انشاءالله یا بهتر در آورند، لکن نباید توقع داشت که همین امروز که این بساط برچیده شد، همان فردا همه کارها مطابق دلخواه همه مردم هیچ امکان ندارد این معنا و لهذا این مراجعات کثیرى که الان مىشود که هر کدام یک توقعاتى دارند این روى این است که هر کس فکر مىکند حال خودش را، متوجه نیست که مصادف با چه مصیبتى هستند، الان دولت با چه چیز مصادف است، الان دولت در هر جا که دست مىگذارد خرابى است و براى آبادى او محتاج به یک صرف وقتى است، صرف مخارجى است که همه اینها لنگ است، باید شما مردم را هدایت کنید که آقا شماها پنجاه و چند سال است که زیر زجر بودید و تحمل کردید، چند سال است که تحمل شما تمام شد و بحمدالله به قدرت الهى برچیده شد اوضاع، حال باید چند سال هم صبر بکنید که بتدریج این کارها درست بشود، یک ارتشى که باید از سر ساخته بشود،یک کشاورزى