وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤ - ٦- ضعف منطق و برداشت نادرست از شش واژه قرآنى
مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ». [١]
«بگو: چه كسى شما را از آسمان و زمين روزى مىدهد؟ و چه كسى مالك گوشها و چشمهاست؟ و چه كسى زنده را از مرده، و مرده را از زنده بيرون مىآورد و چه كسى امور (جهان) را تدبير مىكند؟ مىگويند: خدا! بگو: پس چرا تقوا پيشه نمىكنيد؟!».
با توجّه به اين آيات مشركان عرب، خالق جهان و رازق بندگان و مدير و مدبّر عالم را خداوند يگانه مىدانستند. پس شرك آنها در چه بود؟ اشكال كار آنها فقط در توحيد عبادت بود يعنى بتها و بعضى از صالحان را پرستش مىكردند. به تعبير ديگر مشركان عرب هرگز منكر توحيد خالق و رازق و ربّ العالمين نبودند، بلكه مشرك در عبادت خدا بودند و اسلام آنها را به «عبادت» خداوند يگانه دعوت فرمود.
٢- مفهوم «شرك» آن است كه انسان غير خداوند يگانه را بخواند و براى حلّ مشكلات به او پناه برد (به عنوان مثال يا رسول اللَّه و يا على بگويد) زيرا قرآن مجيد مىگويد: «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً». [٢]
٣- اگر كسى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله يا هر كس از پيشوايان اسلام و صالحان شفاعت بطلبد كار او شرك است! و جان و مال او بر موحّدان مباح است! زيرا او مشرك است و هر مشركى مهدور الدم و المال و
[١]. يونس، آيه ٣١.
[٢]. جن، آيه ١٨.