وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩ - ٣- تعصب شديد و افراطى
مهدور الدم مىداند [١]، آيا آماده بحث و گفتگوهاى منطقى و «مجادلة بالّتى هِىَ أحسن» است؟
قرآن مجيد افراد متعصّب را كه گوش شنوا براى شنيدن سخنان ديگران ندارند، جزء بندگان صالح پروردگار نمىداند چرا كه مىگويد:
«فَبَشِّرْ عِبادِ* الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ». [٢] مفهوم اين آيه آن است كه افراد مخالف اين روش، عباد صالح خدا نيستند.
قرآن كسانى را كه به هنگام سخن گفتن پيامبران پيشين، انگشت در گوش خود مىگذاردند تا سخنان آنها را نشنوند، سخت نكوهش مىكند، و شكايت نوح را از امّت خود چنين بيان مىدارد: «وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً» [٣]؛
«و من هر زمان آنها را دعوت كردم كه (ايمان بياورند) تا آنها را بيامرزى، انگشتان خويش را در گوشهايشان نهاده و لباسهايشان را بر خود مىپيچيدند، در مخالفت اصرار مىورزيدند و به شدّت استكبار مىكردند».
در گذشته در محيط «مكّه» و «مدينه» و در كلّ «حجاز» هر گونه نقد
[١]. مدارك آن گذشت.
[٢]. زمر، آيه ١٧- ١٨.
[٣]. نوح، آيه ٧.