وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦ - و) بدعت در كتاب و سنّت
كس به سراغ اين امور برود، او را بدعتگذار و مستحقّ همه گونه ملامت و سرزنش مىبينند.
امّا به راستى بدعت چيست و در چه موارد حرام است؟ به شرح زير توجّه فرماييد. هر چند سابقاً اشاراتى نيز داشتهايم، ولى در اينجا ناگزير از توضيحات بيشترى هستيم:
«بدعت» در لغت- همانگونه كه قبلًا هم اشاره شد- به معنى هرگونه نوآورى خوب يا بد است و در اصطلاح فقها «ادخال ما ليس من الدين فى الدين» است.
آرى، هرگاه چيزى را كه جزء دين نيست در دين وارد كنيم، و آن را به عنوان دستور الهى بشمريم، بدعت گذاردهايم.
و اين به دو گونه انجام مىشود، واجبى را حرام و حرامى را واجب، ممنوعى را مباح و مباحى را ممنوع سازيم.
مثلًا بگوييم در نظام بانكدارى امروز، رباخوارى قابل اجتناب نيست، بنابراين پذيرفته است، يا بگوييم حجاب مربوط به زمانى بوده كه بشر تمدّن امروز را نداشته ولى امروز كشف حجاب مانعى ندارد، و انواع و اقسام بهانهجويىهايى كه حلال را با آن حرام و حرام را حلال مىكنند، همه اين موارد، مصداق بارز بدعت است.
و گاه مىشود امورى را كه در دستورات دينى و در كتاب و سنّت وارد نشده جزء دين بشمريم، مثلًا مراسم سوگوارى براى اموات را در