انديشه اجتماعى در روايات امر به معروف و نهى از منكر - صديق اورعى، غلامرضا - الصفحة ١١٤ - ٤ - ٢ ويژگى هاى ساختار اجتماعى - فرهنگى مناسب با رواج
جامعه مىگردد، مطلبى است كه در روايت ياد شده آمده است. اجتماع انسانها بر محور ايدههاى معيّنى شكل مىگيرد. اگر اجتماع مردم بر محور ارزشها و هنجارهاى دينى باشد، آن گاه گناه آشكار با واكنش آنان مواجه مىشود و رواج نمىيابد، ولى اگر گناه به طور آشكار انجام شد و اكثريت مردم اجتماع نيز از كنارش بىتفاوت گذشتند، يعنى وفاقى كه محور اجتماع آنهاست، توافق بر ارزشها و هنجارهاى دينى نيست، بلكه خشنودىهاى ديگرى عامل پيوند آنها مىباشد. ظهور اين امر، به معناى خوارى آشكار دين خدا در آن جامعه است و همين امر، موجب جرئت اهل دشمنى با خدا در عمل وسيع و آشكار به گناهان مىگردد.
در چنين اجتماعى، شرايط ساختارى براى تأكيد و اصرار بر رعايت ارزشها و هنجارهاى دينى و جلوگيرى از ضد ارزشها و نابهنجارىهاى دينى وجود ندارد؛ چون اجتماع آنان بر محور ديگرى است و ابراز خشم براى عدم رعايت ارزشها و هنجارهاى دينى، به معناى خروج از توافق عمومى آن اجتماع است و با اعمال فشار اجتماعى روبهرو خواهد شد. در نتيجه، عزيز بودن دين خدا و آشكار نبودن گناهان، شرايط لازم و مناسب براى رواج امر به معروف و نهى از منكر است. حرمت غيبت- يعنى حرمت آشكار ساختن گناهى كه ديگرى در پنهانى انجام داده است- نيز به همين دليل است و صرفاً به خاطر بىآبرويى شخص گنهكار نيست. در مقالهاى تحت عنوان «جامعهشناسى غيبت» به تفصيل اين مطلب پرداختهام.[١]
امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند به شعيب پيامبر وحى كرد كه من از اجتماع تو يكصد هزار نفر را عذاب مىكنم؛ چهل هزار نفر از بدان و شصت هزار نفر از خوبان. شعيب گفت: خدايا! اينان بداناند؛ پس چرا خوبان؟ خداوند به او وحى كرد: خوبان با گهنكاران سازش كردند (سازگار شدند) و به خاطر غضب و خشم من، بر آنان خشم نكردند.[٢]
اگر نكته روايت[٣] را در نظر آوريم كه محور اجتماع مردم، رضايت و خشم آنان است و
[١]. ر. ك: صديق اورعى، غلامرضا، بررسى مسايل اجتماعى ايران.
[٢]. ر. ك: حُرّ عاملى، محمّد بن حسن، وسائل الشيعة، ج ١٦، ص ١٤٦، روايت ٢١٢٠١.
[٣]. ر. ك: نورى، حسين بن محمّدتقى، مستدرك الوسائل، ج ١٢، ص ١٩٣، روايت ١٣٨٥٨.