انديشه اجتماعى در روايات امر به معروف و نهى از منكر
(١)
روش كار
٦ ص
(٢)
فصل اول كليات(مفاهيم جامعه شناختى)
٩ ص
(٣)
1 حيطه روان شناسى
١١ ص
(٤)
1 - 1 لذت و رنج
١٨ ص
(٥)
1 - 1 - 1 انگيزه هاى طبيعى و اكتسابى
٢١ ص
(٦)
1 - 2 طبقه بندى مازلو
٢٢ ص
(٧)
2 فرهنگ
٢٩ ص
(٨)
2 - 1 تعريف فرهنگ
٢٩ ص
(٩)
2 - 2 ويژگى هاى فرهنگ
٣٠ ص
(١٠)
3 اجتماعى شدن
٣٥ ص
(١١)
3 - 1 فرآيند اجتماعى شدن
٣٨ ص
(١٢)
3 - 2 مكانيسم هاى اجتماعى شدن
٣٩ ص
(١٣)
3 - 2 - 1 يادگيرى
٣٩ ص
(١٤)
3 - 2 - 2 درونى كردن ديگرى
٤٠ ص
(١٥)
3 - 3 محيطهاى اجتماعى شدن
٤٢ ص
(١٦)
3 - 3 - 1 محيط تعلق
٤٢ ص
(١٧)
3 - 3 - 2 محيطهاى مرجع
٤٣ ص
(١٨)
3 - 3 - 3 انطباق
٤٤ ص
(١٩)
3 - 3 - 4 تطابق نوآور
٤٥ ص
(٢٠)
4 كنترل اجتماعى
٤٦ ص
(٢١)
4 - 1 انواع كنترل اجتماعى
٤٨ ص
(٢٢)
4 - 2 مكانيزم هاى كنترل اجتماعى
٤٩ ص
(٢٣)
فصل دوم چارچوب تئوريك
٥٣ ص
(٢٤)
بررسى نظريه ها
٥٥ ص
(٢٥)
1 كجروى اجتماعى
٥٥ ص
(٢٦)
1 - 1 نظريه نابسامانى اجتماعى از مرتن
٥٥ ص
(٢٧)
1 - 2 نظريه خنثى سازى
٥٩ ص
(٢٨)
1 - 3 نظريه پيوستگى اختلافى
٦٢ ص
(٢٩)
1 - 4 نظريه انگ(برچسب) زنى
٦٣ ص
(٣٠)
1 - 5 جمع بندى نظريه ها
٦٤ ص
(٣١)
2 نظريه هاى كنترل اجتماعى
٦٥ ص
(٣٢)
2 - 1 منبع اطلاع
٧٠ ص
(٣٣)
2 - 2 ماهيت اطلاع
٧٠ ص
(٣٤)
2 - 3 ويژگى هاى مخاطب
٧١ ص
(٣٥)
2 - 4 توجيه ناكافى و تغيير نگرش
٧٣ ص
(٣٦)
2 - 5 اختراع
٧٥ ص
(٣٧)
2 - 6 اشاعه
٧٥ ص
(٣٨)
2 - 7 فرهنگ پذيرى
٧٦ ص
(٣٩)
2 - 8 سازمان اجتماعى جدايى و توافق
٧٦ ص
(٤٠)
2 - 9 نتيجه گيرى
٨٠ ص
(٤١)
فصل سوم تبيين اجتماعى روايات امر به معروف و نهى از منكر
٨٣ ص
(٤٢)
مقدمه
٨٥ ص
(٤٣)
1 انديشه اجتماعى شدن در روايات
٨٧ ص
(٤٤)
1 - 1 شكل گيرى گروه يا سازمان اجتماعى بر محور ايده ها
٨٨ ص
(٤٥)
1 - 2 سطوح مختلف همنوايى با ارزش ها و هنجارها
٩١ ص
(٤٦)
1 - 3 همنوايى با ارزش ها
٩١ ص
(٤٧)
1 - 4 نهادى شدن در نظام اجتماعى
٩٢ ص
(٤٨)
2 كنترل اجتماعى در روايات(مراتب نهى از منكر)
٩٣ ص
(٤٩)
2 - 1 ترشرويى، كمترين ميزان اعمال كنترل اجتماعى
٩٣ ص
(٥٠)
2 - 2 طرد اجتماعى
٩٣ ص
(٥١)
2 - 3 فشارهاى اجتماعى
٩٥ ص
(٥٢)
2 - 4 پيوندهاى گروهى، عامل كنترل اجتماعى
٩٨ ص
(٥٣)
3 عوامل مؤثر بر پذيرش كنترل اجتماعى
١٠٠ ص
(٥٤)
3 - 1 تداوم فرهنگ
١٠٠ ص
(٥٥)
3 - 1 - 1 تداوم فرهنگ، شرط گسترش كنترل اجتماعى
١٠٠ ص
(٥٦)
3 - 1 - 2 گزينشى بودن پذيرش عناصر جديد فرهنگى
١٠١ ص
(٥٧)
3 - 1 - 3 تعامل، موجب يگانگى فرهنگى(تقيه)
١٠٢ ص
(٥٨)
3 - 2 محبت
١٠٤ ص
(٥٩)
3 - 3 ماهيت اطلاع
١٠٤ ص
(٦٠)
3 - 4 مورد اعتماد بودن
١٠٥ ص
(٦١)
3 - 5 خواستار راهنمايى
١٠٦ ص
(٦٢)
3 - 6 زمينه هاى اجتماعى
١٠٧ ص
(٦٣)
4 آثار مثبت كنترل اجتماعى
١٠٩ ص
(٦٤)
4 - 1 همه خوبى ها در جامعه، معلول كنترل دينى
١٠٩ ص
(٦٥)
4 - 2 ويژگى هاى ساختار اجتماعى - فرهنگى مناسب با رواج
١١١ ص
(٦٦)
5 آثار منفى نبود نظارت دينى
١١٧ ص
(٦٧)
5 - 1 تسلط بدان
١١٧ ص
(٦٨)
5 - 2 ويژگى هاى ساختار اجتماعى - فرهنگى منحط(بسيار بد)
١٢١ ص
(٦٩)
6 انگيزه هاى ترك امر به معروف و نهى از منكر
١٢٥ ص
(٧٠)
6 - 1 ترس
١٢٧ ص
(٧١)
6 - 2 طمع
١٢٨ ص
(٧٢)
7 سلسله مراتب ارزش ها از نظر اسلام
١٣٢ ص
(٧٣)
7 - 1 آرام ترين تغيير فرهنگى، تغيير در ارزش ها
١٣٣ ص
(٧٤)
فصل چهارم جمع بندى و نظر نهايى
١٣٥ ص
(٧٥)
1 تيپولوژى گروه هاى اوليه
١٣٧ ص
(٧٦)
2 تلاش هاى گروه براى افزايش همرنگى فرد
١٣٨ ص
(٧٧)
3 كاربرد آموزش و تبليغات در گروه
١٤٠ ص
(٧٨)
4 رابطه مستقيم و غير مستقيم افراد در گروه
١٤٣ ص
(٧٩)
5 رابطه مستقيم و غير مستقيم در ولايت مؤمنان
١٤٤ ص
(٨٠)
6 نتيجه و راهكار
١٥٠ ص
(٨١)
فهرست منابع
١٥٣ ص

انديشه اجتماعى در روايات امر به معروف و نهى از منكر - صديق اورعى، غلامرضا - الصفحة ٢٤ - ١ - ٢ طبقه بندى مازلو

ويژگى منحصر به فرد ديگر ارگانيزم انسانى هنگامى كه نيازى خاص بر آن چيره مى‌شود، اين است كه تمام فلسفه مربوط به آينده نيز دستخوش تغيير قرار مى‌گيرد. براى فردى كه از گرسنگى مزمن و مفرط رنج مى‌برد، مدينه فاضله را مى‌توان صرفاً به مكانى تشبيه كرد كه در آن غذا به حد وفور وجود داشته باشد. او ميل دارد چنين تصور كند كه اگر فقط تأمين غذا براى بقيه دوران زندگى‌اش تضمين شود، كاملًا خوشبخت خواهد بود و هرگز چيز بيشترى نخواهد خواست. او گرايش دارد خود زندگى را نيز با توجّه به خوردن تعريف كند و هر چيز ديگرى را بى‌اهمّيت بداند. ممكن است آزادى، عشق، احساس اجتماعى، احترام و فلسفه را جلوه‌هاى بى‌ارزشى بپندارد كه چون از عهده پركردن شكم او برنمى‌آيند، سودى در بر ندارند. درباره چنين فردى مى‌توان گفت فقط با نان زندگى مى‌كند. احتمالًا واقعيت چنين مسائلى را نمى‌توان تكذيب كرد. امّا عموميت آنها را مى‌توان منكر شد.

اين كاملًا حقيقت دارد كه انسان فقط با نان مى‌تواند به زندگى ادامه دهد. امّا هنگامى كه نان به حد وفور وجود داشته باشد و فرد همواره سير باشد، چه بر سر تمايلات او خواهد آمد. بى‌درنگ نيازهاى ديگر و والاتر پديدار مى‌شوند و همين‌ها به جاى گرسنگى‌هاى فيزيولوژيايى بر ارگانيزم حكم فرما مى‌گردند. هنگامى كه اينها نيز ارضا شدند، نيازهاى تازه و باز هم والاترى پديد مى‌آيند و همين طور الى آخر. منظور ما از بيان اين كه نيازهاى اساسى انسان به شكل سلسله‌مراتبى از غلبه نسبى سازمان مى‌يابد، همين نكته است.

استنباط عمده از اين تعبير اين است كه در نظريه انگيزش، مفهوم رضامندى به اندازه محروميّت اهمّيت مى‌يابد؛ زيرا ارگانيزم را از زير سلطه نيازى كه به نسبت جنبه فيزيولوژيك بيشترى داشته باشد، بيرون مى‌آورد و بدين وسيله، به اهدافى كه جنبه اجتماعى قوى‌ترى داشته باشند مجال ظهور مى‌دهد. هنگامى كه نيازهاى فيزيولوژيايى و اهداف جانبى اين نيازها به طور مداوم ارضا شوند، موجوديت خود را به عنوان عوامل تعيين كننده فعال يا سازمان دهندگان رفتار از دست مى‌دهند. آنها اكنون فقط به صورت بالقوه وجود دارند. به اين مفهوم كه اگر به آنها رسيدگى نشود، ممكن است بار ديگر براى تسلط يافتن بر ارگانيزم ظاهر شوند. امّا خواستى كه ارضا شده باشد، ديگر خواست به‌