انديشه اجتماعى در روايات امر به معروف و نهى از منكر - صديق اورعى، غلامرضا - الصفحة ٢٧ - ١ - ٢ طبقه بندى مازلو
فرزندان را احساس خواهد كرد. او تشنه روابط عاطفى با مردم به طور كلى، يعنى داشتن جايگاهى در گروه يا خانواده خواهد بود و با شدت هر چه تمامتر خواهد كوشيد به اين هدف دست يابد. او حتّى ممكن است فراموش كند روزگارى در هنگام گرسنگى، عشق را به اين عنوان كه غير واقعى، غير ضرورى يا بىاهمّيت بوده به تمسخر گرفته است. حالا او به شدت درد تنهايى، انزوا، مطرود بودن، نداشتن دوست و نداشتن ريشه در جامعه را احساس خواهد كرد».[١]
نكتهاى كه بايد در اين جا تأكيد كنيم، اين است كه «عشق به معناى ميل جنسى نيست. ميل جنسى را مىتوان صرفاً به عنوان نيازى فيزيولوژيك مطالعه كرد. معمولًا در رفتار جنسى، عوامل تعيين كننده بسيارى دخيل است. به عبارت ديگر، نه تنها نياز جنسى، بلكه نيازهاى ديگرى نيز در تعيين آن دخالت دارند كه عمده آنها نياز به عشق و محبت است. اين حقيقت را نيز نبايد ناديده گرفت كه نياز به محبت، شامل دوست داشتن و دوست داشته شدن مىشود».
همه افراد جامعه ما، بجز برخى از بيماران، به يك ارزشيابى ثابت و استوار و معمولًا عالى از خودشان، احترام به خود، عزت نفس يا احترام به ديگران تمايل يا نياز دارند. بنا بر اين، نيازها را مىتوان در دو مجموعه فرعى طبقهبندى كرد. اوّل اين كه اينها عبارتاند از تمايل به قدرت، موفقيت، كفايت، سيادت، شايستگى، اعتماد در رويارويى با جهان، استقلال و آزادى، در درجه دوم، چيزى در ما هست كه مىتوانيم آن را تمايل به اعتبار يا حيثيت بناميم كه آن را احترام ديگران به خودمان مىناميم. مقام، شهرت، افتخار، برترى، معروفيت، توجّه، اهمّيت، حرمت و تحسين از اين دسته به شمار مىآيند. اين نياز به طور نسبى مورد تأكيد آلفرد آدلر و پيروانش قرار گرفته و فرويد آن را تقريباً ناديده مىانگارد. به هر حال، امروزه اهمّيت محورى آنها به طور فزايندهاى مورد توجّه گسترده روانكاوان و نيز روانشناسان بالينى قرار مىگيرد.
«ارضاى نياز به عزت نفس، به احساساتى از قبيل اعتماد به نفس، ارزش، قدرت، لياقت،
[١]. ر. ك: پورمقدس، على، روانشناسى انگيزهها و عواطف، ص ١٩٩- ٢٠٣.