انديشه اجتماعى در روايات امر به معروف و نهى از منكر - صديق اورعى، غلامرضا - الصفحة ١٥ - ١ حيطه روان شناسى
انگيزه هستند. محركهاى بيرونى با دو اثر متفاوت در فرايند نيازانگيزه جذب و ادغام شدند و تنها بحثى كه باقى مانده است، شناختِ دقيق ارتباط بين نياز، انگيزه و انگيزش است.
نياز به نظام وجودى ما مربوط است، در حالى كه انگيزه، با خردهنظام عصبى- روانى ما ارتباط دارد. در واقع، اين دو به موازات يكديگر هستند و با پيدايش يك نياز، يك انگيزه يا به عبارت كاملتر، يك برانگيزاننده پيدا مىشود. اين برانگيزاننده ما را برمىانگيزاند. در اين جمله، ما مفعول هستيم، ولى نبايد فريب ساختار زبان را بخوريم. ما، واقعاً مفعولِ انگيزه نيستيم، بلكه برانگيزاننده در ما، حالتى را برمىانگيزاند و آن حالت، مفعول اين فاعل، يعنى مفعول انگيزه برانگيزاننده است.
انگيزش، آن حالتِ ناشى از حضور انگيزه و در واقع حالتى است كه اثر انگيزه در ما وجود دارد. پس انگيزش، همان حالت برانگيختگى است. در واقع محركهاى بيرونىِ بر هم زننده تعادل ما، نيازآفرين هستند و از اين راه به پيدايش برانگيزاننده[١] مىانجامند و بدين واسطه، موجب حالتى هستند كه انگيزش نام دارد.
ورود محرك برهم زننده تعادل- پيدايش نياز- پيدايش انگيزه- حالت برانگيختگى
ابراهام مازلو مىنويسد:
در هر صورت، هنگامى كه از نيازهاى ايمنى سخن مىگوييم، با مقوله بسيار روشنترى سر و كار داريم. هراس، ترس، نگرانى، بيم، تنش، عصبيت و وحشتزدگى، همگى نتايج ناكامى نياز ايمنى به شمار مىرود.[٢]
او ادامه مىدهد:
ارضاى نياز ايمنى در صورت تساوى ديگر عوامل، به گونهاى خاص، احساس ذهنى امنيت، خواب راحتتر، عدم احساس خطر، جرئت و شهامت بيشتر را پديد مىآورد.[٣]
[١].١ .MOTIV
[٢]. ر. ك: مازلو، آبراهام، انگيزش و شخصيت، ترجمه احمد رضوانى، ص ١٠٤- ١٠٩.
[٣]. ر. ك: همان.