جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٩٢ - اما عشق
كسى را دوست نداشته باشد، به او ايمانْ عطا نمىكند[١] و از طرف ديگر، دوستى مؤمنان با يكديگر، نزد خداى متعال، بسيار ارزشمند است.
در حديث بسيار ارزشمندى، رسول خدا مىفرمايد:
اهل شهرى كه بين آنها سه مؤمن زندگى مىكردند، بسيار معصيت خدا انجام دادند. پس خداوند، خطاب به اهل آن شهر گفت كه: اى اهل معصيت! اگر در بين شما چند مؤمن كه به خاطر جلال و عظمت من يكديگر را دوست دارند و با نمازشان زمين و مساجد مرا آباد مىكنند و در سحر به خاطر خوف از من استغفار مىكنند، نبودند، حتماً عذابم را بر شما نازل مىكردم.[٢] در اين حديث، ارزش دوستى مؤمنان به خاطر خدا برجسته است و اگر كسى همه احاديث محبّت را ارزيابى كند، مشاهده مىكند كه معيار ارزش محبّت در اسلام، اين است كه محبّت، در راه رضاى خدا و تقرّب به او باشد.
امّا عشق
عشق، هم در لغت و هم در فرهنگ احاديث ما، به معناى «گذشتن از حدّ محبّت»[٣] است؛ يعنى محبّت افراطى به چيزى يا كسى داشتن.
امام صادق عليه السلام در پاسخ مُفَضَّل (صحابى بزرگ ايشان) كه درباره عشق، سؤال كرده بود، فرمود:
وقتى قلبى، از ياد خدا تهى شد، آن گاه، خداى متعال، محبت غير
[١]. الكافى، كلينى، ج ٢، ص ٢١٥
[٢]. الأمالى، صدوق، ص ١٦٦؛ علل الشرائع، صدوق، ج ٣، ص ٥٢٢
[٣]. ر. ك: معجم مقاييس اللغة، ابن فارس، قم: دفتر تبليغات اسلامى، ١٣٦٣؛ مجمع البحرين، طُرَيحى، تهران: موسسه بعثت، ١٣٧٣