جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٣٥ - ٣ محروميت از پيشرفت
زايل مىكند[١] و خِرد را از ميان مىبرد.[٢] كسى كه به دنبال شهوت مىرود، نه درست مىبيند و نه درست مىشنود.[٣] در وضعيت شهوانى، چشم و گوش- كه دروازههاى عقل و ابزارهاى شناختاند-، به درستى عمل نمىكنند و عقل- كه وظيفه تجزيه و تحليل را دارد- ناكارآمد مىشود و آنگاه كه عقل، ناكارآمد گردد، دين و دنياى انسان، نابود مىشود.[٤] همچنين در تحريك جنسى، تمركز حواس برهم مىخورَد و آرامش لازم براى تفكّر و تصميمگيرى و فراغت لازم براى پرداختن به علم و هنر از ميان مىرود. به همين جهت، افت تحصيلى را براى جوان و ضعف علمى- فرهنگى را براى جامعه به همراه مىآورد. نزد اهل خرد، شهوت، چيزى پست و سبك است.[٥] لذا خردگرايان و كسانى كه به دين، دنيا و تحصيل خويش علاقهمندند، گِرد شهوت نمىچرخد و عفّت پيشه مىكنند.[٦] بدين ترتيب، كسى كه شهوت خويش را كنترل كند، عقل او رشد خواهد كرد.[٧]
٣. محروميت از پيشرفت
كسى كه طبق شهوت خود عمل كند، برخلاف رشد و تعالى خويش حركت
[١]. مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ٢١١
[٢]. همان جا
[٣]. نهجالبلاغه، ج ١، ص ٢١١
[٤]. الكافى، ج ١، ص ١٧؛ مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ٣٤٤
[٥]. غررالحكم، ح ٨٢٢٦
[٦]. همان: ح ٥٧٧٦
[٧]. همان، ح ٧٩٥٣