جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٨ - سه نكته درباره«پوشش»
عربزبانها)[١] و طاهره قُرّة العين، ميرزا آقاخان كرمانى، شيخ احمد روحى، ملك المتكلّمين، ميرزا جهانگيرخان شيرازى، اعتصام الملك آشتيانى، ميرزافتحعلى آخوندزاده و ... (از ايرانيان) در اين زمينهها به ايراد و نقد، رو كردهاند.
در ميان غربيان نيز كسانى چون فرويد[٢] (١٨٥٦- ١٩٣٩ م) و راسل[٣] (١٨٧٢- ١٩٦٩ م) به نقد و اشكال پرداختهاند. اين روند در دوران معاصر، بويژه پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران و سرعتگرفتن حركتهاى اسلامى و دينى، همچنان ادامه يافته و بلكه شدت گرفته است؛ زيرا گروههاى مخالف و ناراضى جمهورى اسلامى ايران نيز به جمع ناقدان پيوستهاند و در نشريههاى خارج از كشور، ميداندار اين قبيل نظريهها شدهاند.
امروزه نيز مىتوان از نويسندگانى چون نوال سعداوى،[٤] محمّد سعيد عشماوى[٥] و ... در جهان اسلام نام برد كه به نقد ديدگاههاى دينى در باب حجاب نظر داشتهاند. در اين گفتار، برآنيم تا سه ايرادِ مطرح شده درباره
[١]. المرأة فى الفكر الاسلامى، جمال محمّد الباجورى، ج ١، ص ٢٠٦- ٢٠٧
[٢]. ر. ك: روانكاوى، ناصر الدين صاحب الزمانى
[٣]. ر. ك: برگزيده افكار راسل، ص ١٥
[٤]. وى نويسنده كتابهايى از قبيل: عن المرأة: است كه با عنوان چهره عريان زن عرب، ترجمهشده است
[٥]. وى نويسنده كتاب حقيقة الحجاب و حجية الحديث است كه در آن، دينى بودن حجاب را موردترديد قرار داده است