جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٢١٠ - پيش فرض ها
بىاندازه غريزه جنسى سازگارى ندارد و تعديل و مهار كردن آن، با توجه به ساير نيروهاى انسانى، لازم و مطلوب است.
چهار. در شريعت اسلامى، براى پيشگيرى از افتادن جامعه در ورطه لذّتجويىِ مهار نشده جنسى، از يكسو حجاب و رعايت حريم از سوى زن و مرد، توصيه شده و از سوى ديگر، به ازدواج، تشويق شده است.
پنج. حجاب و پوششى كه در اين گفتار از آن دفاع مىشود، خانهنشينى زن، يا پنهان كردن وى نيست؛ بلكه نقطه مقابل هرزگى و ليبراليسم جنسى (يا همان بىبند و بارى و تبرُّج) است. به تعبير ديگر، در پس اين مفاهيم، اين حقيقتْ القا مىشود كه قلمرو بروز جنسيّتِ زن و مرد، صحنه اجتماع نيست؛ بلكه محيط خانواده است. آنچه صحنه اجتماع را به محيط عرضه جنسيّتْ بدل كند و زن و مرد را نه به عنوان دو انسان، بلكه به عنوان دو جنس، رو در رو كند، مذموم و ناپسند است.
به گفته استاد مطهرى:
حقيقت امر، اين است كه در مسئله پوشش (و به اصطلاح عصر اخير: حجاب)، سخنْ در اين نيست كه آيا زن، خوب است كه پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟ روح سخن، اين است كه آيا بهرههاى مرد از زن بايد رايگان باشد؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد كه از هر زنى در هر محفلى، حداكثر بهرهها را به استثناى زنا ببرد يا نه؟ ... پس روح مسئله، محدودساختن كاميابىها به محيط خانوادگى و همسران مشروع، يا آزاد بودن كاميابىها و كشيده شدن آنها به محيط اجتماع است.[١]
[١]. مسئله حجاب، مرتضى مطهرى، ص ٨٢- ٨٣