جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٤٣ - ٢ تغيير افكار و ارزيابى ها
كسى كه مىداند در مهمانى فلان فاميل يا دوست خود، با هجوم عوامل مهيّج پيشبينى نشده يا ناخوشايندى (مثل: دعوت به قمار، الكل، مادّه مخدّر، دوستى با جنس مخالف، يا ديدن تصاوير غير اخلاقى، يا گفتن و شنيدن جوكهاى ركيك و ...) رو به رو خواهد شد كه كنترل او بر رفتار و گفتار و افكارش را تضعيف مىكنند و آرامش و سلامت و شادكامى او را به مخاطره مىاندازند، به چنين محيطى پا نمىگذارد و به تقليد و انفعال و همرنگ ديگران شدن، تن نمىدهد و در برابر طعنهها و تحقيرهاى احتمالى نيز فعّال و مقتدر مىايستد و حقّ انتخاب خود را حفظ مىكند.
كسى كه مىداند كودكى و نوجوانى سختى داشته و محبّت كافى نديده است، طبيعتاً بايد بر روى دوستىها و عشقهاى خود، كنترل بيشترى داشته باشد تا مبادا نياز محبّت خواهى او (كه همچنان برآورده نشده مانده است)، زمينهساز لغزش يا آسيبى براى وى شود. چنين كسى بايد طىّ ارزيابىهاى موشكافانه از خويش، معناى هيجان خويش را بفهمد و با مقاومت در برابر هيجان نامطلوب، به صورت معقول و آگاهانه، زمينه رفع نياز خود به عشق و احترام (به صورت صحيح) را فراهم سازد. پس در واقع، پاسخ او به ابراز محبّتهايى كه به وى مىشود، بايد حسابشدهتر از كسانى باشد كه مشكلات او را نداشتهاند.
انديشيدن به صفات الهى (از جمله: مالكيت خدا بر جهان و انسان) و به تقدير و سرنوشت و معاد و گذرگاه بودنِ اين جهان و لزوم رعايت حقوق ديگران و حفظ عزّت و شرافت نفس و ... به طور قطع، بر نحوه واكنشهاى هيجانى ما تأثيرگذار است. به تعبير ديگر، واكنشهاى هيجانى (عاطفىِ) هر كس، تابع معنايى است كه او براى زندگى خويش قائل است (يا