جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٣٤ - ٢ محروميت از خرد
جوان را مىربايد و چون آرامش، زيربناى سلامت روان است، نبود آرامش، يعنى محروميت از سلامت روان. لذا كسى كه عفّت نورزد و شهوت خود را كنترل نكند، پيوسته بيمار خواهد ماند.[١] پيروى از شهوت، اساس همه سختىها و دردهاست[٢] و برآوردن تمامى خواستههاى آن، آدمى را به وادى رنج و عذاب مىكشاند.[٣] چهبسا شهوت كوتاهى كه حسرت بلندى را درپى خواهد داشت.[٤] كسى كه شهوت خود را مهار نكند، در حسرت و اندوه فرو مىرود[٥] و هرچه لذتجويىاش افزون شود، درد و اندوهش نيز افزون مىگردد.[٦] كنترل شهوت، براى روان آدمى، مناسبتر است و ارضاى دائمى شهوت، مايه سختتر شدن آن.[٧] لذا جاى شگفتى است اگر كسى عاقبت اندوهبار شهوت را بداند و عفّت، نورزد.[٨] عفّت، مايه آرامش و آسايش و راحتى روح وروان آدمى است.[٩] شهوت خويش را كنترل كن، تا از گزند آفات روانى، سالم بمانى![١٠]
٢. محروميت از خِرد
هوسهاى شهوانى، ضد عقلاند[١١] و آفت خرد.[١٢] هيجان شهوت، عقل را
[١]. همان، ح ٨٩٩٩
[٢]. همان، ح ٣٤٨٦ و ١٠٤٨
[٣]. همان، ح ٢٦٧١
[٤]. طبقات ابن سعد، ج ٧، ص ٤٢٣
[٥]. تحف العقول، ص ١١٧
[٦]. غررالكم، ح ٤٢٥٤
[٧]. همان، ح ٥٣٩٠
[٨]. بحار الأنوار، ج ١، ص ١٦١
[٩]. تحف العقول، ص ١٧
[١٠]. غررالحكم، ح ٢٤٤٠
[١١]. همان، ح ١٠٢٩
[١٢]. همان، ح ٣٩٢٥