جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٣٣ - ١ محروميت از سلامت روان
يا همان لذّتجويىِ مهارنشده را مرور كنيم.
محروميتهاى ناشى از لذّتجويىِ مهار نشده
١. محروميت از سلامت روان
شهوت افسارگسيخته، درد پنهانى[١] و سمّ كشنده[٢] و بيمارى هلاكتآور است.[٣] كسى كه اهل شهوت است، از سلامت نفس و روان، برخوردار نيست.[٤] عملى كردن خواستههاى شهوانى و تبعيت از آنها، بدترين درد است[٥]، لذا همنشين شهوت جنسى، روانى بيمار خواهد داشت.[٦] تحريك مداوم جنسى و شهوانى، آرامش روانى را برهم مىزند و انسان را پيوسته در وضعيت هيجان، نگه مىدارد. برانگيختگى مداوم جنسى و نوسان پىدرپى شهوت، موجب فرسايش روان مىگردد. شهوت كه زبانه كشد، كارى جز نابودى روح و روان آدمى ندارد.[٧] جوانى كه بهطور گستردهاى روياروى با زنان و دختران غيرعفيف، ويترينهاى وسوسهانگيز مغازهها، دوستان ناباب، آوازهاى حرام (مثلًا آوازهاى مشتمل بر مضامين غيراخلاقى يا آواز زن نامحرم براى مردان)، فيلمها و سىدىها و عكسهاى مستهجن، و ... قرار دارد، در حقيقت، همانند كسى است كه پىدرپى، زير بمباران قراردارد.
بمباران وسوسهها و تحريك مداوم هوس جنسى، آرامش و آسايش
[١]. غررالحكم، ح ٦٠١
[٢]. همان، ح ٨٧٦
[٣]. همان، ح ١٧٨٩
[٤]. همان، ح ٨١٤٠
[٥]. همان، ح ١٤٥٨
[٦]. همان، ح ٦٧٩٠
[٧]. همان، ح ٥٨٩٩