جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٧٠ - الف آرامش روحى
از سوى ديگر، اين نگاهها، عشقهاى هوسى (يعنى داغ و زودگذر) را پديد مىآورند و وقتى سفره اين عشقها گسترده شد، قصّه غصّهها، حسدها، خودكشىها و ديگركُشىها آغاز مىگردد. امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
چه بسا عشقهايى كه از يك نگاه، پديد آمدهاند.[١] يكى از خاطرات به ياد ماندنى من اين خاطره است: در زمان پهلوى، يك زن هنرپيشه خارجى، به تهران دعوت شده بود. وقتى به تهران رسيد، براى اوّلين بار، زنى چادرى را ديد. بسيار شگفتزده شد و پرسيد: «اين چيست؟». گفتند: «چادر، حجاب زنان ايرانى است». به همراهانش گفت كه مىخواهد از ماشين پياده شود و در كنار آن زن قرار گيرد و چادر به سر اندازد.
وقتى آن هنرپيشه براى نخستين بار، چادر به سر گرفت و چونان زنان ايرانى كاملًا خود را در درون چادر قرار داد، يكى از خبرنگاران از فرصت استفاده كرد و پرسيد: «خانم! اكنون چه احساسى داريد؟» و او پاسخ داد:
«احساس آرامش!». اين پاسخ يك زن هنرپيشه به همه تاريخ، به همه مُدگرايان، به همه خودباختگان و به همه غربخواهان است.
و خداى برين مىفرمايد:
و چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد، از پشت پرده از آنان بخواهيد. اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزهتر است.
[٢]
[١]. غررالحكم، ج ٤، ص ٥٤٩. در حديث ديگرى نيز آمده است: هر كس نگاهش را آزاد گذارد، حسرتش انبوه مىگردد( بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ٢٨٦)
[٢]. سوره احزاب، آيه ٥٣. و چه زيباست سخن فرانتس فانون، جامعهشناس بزرگ فرانسوى:« زنى كه بيرون را مىبيند و خود ديده نمىشود، خود به خود، محروميتى را بر استعمار تحميل مىكند».( مغضوبين زمين، ص ٥) و به همين جهت است كه استعمار، بىعفّتى را صادر مىكند